تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 
سلاااااااام
به سلامتی و میمنت تیم متین ورامین برای مسابقات باشگاه های آسیا رفت فیلیپین.
تیم ملیمونم كه دارن زیر نظر حسین معدنی تمرینشونو میكنن، چون برادر اسلوبودان هنوز نیومده.
وكیلی سرمربی تیم نوجوانان شد، نفرزاده هم سرمربی تیم جوانان.
همین دیگه اتفاق خاص دیگه ای نیفتاد.


راستی ازونجایی كه هی گزینه های مربی گری تیم ملی عوض شد،  خیلی به اسلوبودان كواچ اهمیتی ندادیم تو این وبی :* . امروز داشتم  هویجوری یه سرچی میكردم ببینم مطلب خاصی ازش پیدا میكنم، خبری كه مربوط به دوران بازیكنیش در ایران باشه، هویجور كه داشتم لابلای هزاران خبر كه همش درباره سرمربی شدنش بود میگشتم، چِشَـــــــــم [:)) خورد به یه مصاحبه از مهندس مهدی احمدی، كه وقتی كواچ بازیكن بود، مدیرعامل تیم آذرپیام ارومیه بود. این لینك مصاحبش، اگه دوست داشتین بخونین (البته برای پارساله) اما چیزی كه برام خیلی جالب ود، این سوال و جوابه، قابل توجه قرا، نریمان نژاد و تشكری و دوستان :


در سال ۸۴ افراد بزرگی چون یدالله کارگرپیشه به عنوان مربی و اسلوبودان کواچ به عنوان بازیکن در تیم شما حضور داشتند. تجربه کار با این افراد چگونه بود؟

درست است که مسئولیت تیم بر عهده من بود، اما در پشت صحنه افرادی زحمت می‌کشیدند و به من مشاوره می‌دادند که هیچ وقت نامشان برده نشد. چند سفر خارجی برای بازدید از باشگاه‌های خارجی داشتم و با مدیران آن‌ها صحبت کردم؛ این سفرها واقعاً فکر من را گسترش داد و شاید اگر بدون این مسافرت‌ها مدیرعامل می‌شدم، نمی‌توانستم به آن صورت باشگاه را اداره کنم و تیم‌هایمان موفق شوند. با بازیکنان و مربیان خارجی که به این‌جا می‌آمدند، کاملاً دوستانه رفتار می‌کردیم و شاید بهترین لحظاتم را با آنان سپری می‌کردم؛ چون بی‌ریا (تف به ریا) رفتار می‌کردند و انتقاد، تشویق و تنبیه سر جای خودش بود. بازی ما با پیکان در اورمیه بود که بینی کواچ در ست دوم شکست و پزشک تیم مرا به عنوان سرپرست صدا کرد و گفت “بازیکن شما بینی‌اش شکسته و نباید بازی کند. اگر ادامه دهد و اتفاقی بیافتد من هیچ مسئولیتی را عهده‌دار نیستم.” این حرف‌ها را به کواچ گفتیم و او گفت “تیمم دارد شکست می‌خورد و شما می‌گوئید بینی‌ات شکسته؟” این بازیکن درک بالایی از شرایط داشت. خوب نیست بگویم اما اگر این بلا سر یک بازیکن ایرانی می‌آمد، به رختکن فرار می‌کرد و داد و بیداد می‌کرد و سه نفر را هم باید با او به بیمارستان می‌فرستادیم (اینو خوب اومد خدایی). کواچ حتی سه بازی بعدی را هم با دماغ‌بند برای ما بازی کرد و در تعطیلات نیم‌فصل بینی‌اش را عمل کرد (به این میگن مرد [:{ فكر كنم همونطور كه تو ایران كشتی پسرا رو مرد [:{ میكنه، تو صربستان والیبال مرد [:{ بارشون میاره ). اصلاً جو خاصی در تیم ما حاکم بود که نمی‌توانم توصیفش کنم، یک فردی از خارج از کشور آمده و همه می‌گوئیم این‌ها تفکرات مادی دارند، در شهر ما و برای تیم ما بازی کرده و بینی‌اش شکسته اما سه بازی دیگر هم با بینی شکسته به میدان می‌رود. (بیاد ایران جماعت بازیكنای بینی عملیمونو ببینه خاطراتش زنده میشه :|)


بوبوی جوان :)

دانلودكده

فرزانه جون :* لطف كرد مصاحبه بازیكنای متینو داد بهم.

یادتونه بعد ازینكه مصاحبه تركی سعیدو گذاشتم، گفتم تو وبی :* مصاحبه فریدم حتما میذارم؟ بالاخره گذاشتمش :)
اصلا سرعت عمل بالا تو خون منه، كاملا ذاتیه، اصلا نیازی به تشكر نیس :|


برای دانلود برنامه موسوی و شهرام در نقطه اوج و برنامه مهدوی و ظریف در رادیو 7 و برنامه پارسال عید نادی و كلا سایر برنامه های والیبالی برید سایت دهكده ورزش


عكسدونی

چون مسابقات قهرمانی آسیاس میخواستم یه سری عكس از آخرین قهرمانی پیكان بذارم، اما مطمئن نیستم كه قبلا گذاشتم یا نه... برای همین تو ادامه مطلب گذاشتم دوست داشتین برین ببینین...
فقط حضار یه لیوان آب بخورن، یه نفس عمیقم بكشن بعد برن ادامه مطلب...


تلطیف فضا

تو یكی از پست ها عكس پسر مهران زارع رو گذاشتم، اما اسمش یادم نبود، هی توضیح دادم عكس بچگیاش قبلا تو مجله دنیای والیبال بود، اما شما هم اشاره نكردین به اسمش، این عكسای قدیمی بچهه:

اسمشم اهوراس :)



ادامه مطلب

[ یکشنبه 17 فروردین 1393 ] [ 19:23 ] [ النا ]
نظرات
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام :*


سال نو مبارك :*

بسکه بد میگذرد زندگی اهل جهان
 مردم از عمر، چو سالی گذرد عید کنند

نه نه به گیرنده هاتون دست نزنین، اشكال از فرستنده...نه اشكال از فرستنده هم نیس. منم كماكان همون الی روشن دلم :)) فازمم نه منفی شده نه اجازه میدم كه بشه :) مسلما نمیخوام سالتونم با نقدی برآثار ادبی صائب تبریزی شروع كنین :))

این بیتو نوشتم كه بگم همیشه وقتی این بیتو میخوندم، صرف نظر ازینكه مصرع اولش جالب نیس، از زاویه دید متفاوتش خوشم میومد، جالبه كه عید رو برای پایان سال قبل دیده نه جشنی برای شروع سال جدید. اما امشب زاویه دید من نسبت به این زاویه دید عوض شد :| تو مصرع دوم میشه به جای پایان از همون كلمه گذر استفاده كرد. جشنی برای گذر یك سال از عمر... اینجوری خوب میشه (البته كماكان با نادیده گرفتن مصرع اول)

سالی كه بر من گذشت ارزش جشن گرفتنو داره، حتی اگه یه سال از پیمونه عمرم كم شده باشه، ارزش داره چون لحظه لحظشو با كلی آدم خوب سپری كردم كه دوستشون داشتم و میدونستم دوستم دارن (اعتماد به نفس چی میگه ؟ ) آدمایی كه وقتی نبودم منتظرم میموندن و وقتی نبودن دلتنگشون میشدم، آدمایی كه شاید خیلیاشونو ندیده باشم، حتی اسم واقعیشونو ندونم اما در بهترین لحظات عمرم با حضورشون تو همین دهكده كوچیك مجازی حالمو به قدری خوب كردند كه نماز شكر خوندم از احساس فوق العاده قشنگی كه داشتم. وقتی خسته بودم كلافه بودم، حالمو خوب كردن، وقتی داشتم گریه میكردم حرفایی زدن كه وسط گریه هام قهقهه زدم، وقتی نگران بودم و استرس داشتم، یاد اینكه كلی آدم خوب و پاك برام دعا میكنن و دعای خیرشون پشتمه حالمو خوب كرد، دلمو قرص كرد و راهمو هموار...

یه بار به شوخی به بچه ها گفتم این وب شده مثل چاه جمكران، اونجا نامه مینویسن حاجت میخوان، اینجا كامنت میندازن  (چه چیزی گفتم [:)) )
اما حقیقت اینه كه هرجایی كه آدم های خوب، نفس های حق، دل های پاك باشه جای مقدسیه و من به قداست جایی كه شما در اون حضور دارین ایمان دارم. 

اعتراف میكنم خیلی وقتا فكر كردم كه بهتره در اینجا رو ببندم (اون در فدراسیونه كه قراره گل گرفته شه، در اینجا بسته شه كفایت میكنه) چون احساس كردم به اینجا معتاد شدم و بیشتر عمرمو دارم اینجا میگذرونم، ولی بعد فكر كردم مگه كل كارایی كه آدم تو زندگیش انجام میده برای این نیس كه احساس خوشبختی كنه؟ برای این نیس كه حس خوبی داشته باشه؟ من اینجا اون حس خوبو دارم، چرا باید اینو از خودم بگیرم؟

روزی كه سر در وب نوشتم "میخوایم اینجا صفا و صمیمیت یه دهكده رو داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله" خیلی مطمئن نبودم تیكه اولش اتفاق بیفته، اما رو موضوع اصلی شكی نداشتم، اما جالبه كه كاملا برعكس شد :))

ازینكه صبورانه خیلی از رفتارای منو تحمل كردین و وفادارانه این همه مدت كنارم بودین، خیلی ممنونم :* 

و دلتنگ تمام كسانیم كه روزی با كامنتای دوست داشتنیشون حالمو خوب كردن ولی الان تو جمعمون نیستن، هرجا هستن بهترین ها رو براشون آرزو میكنم.

 سال نو مبارك :* براتون لبی خندان، دلی همواره پاك، آینده ای روشن، سفره ای پر بركت،  زندگی شیرین و پر از شادی های كوچیك و دلنشین و از همه مهمتر سلامتـــــــــــــــــی آرزو میكنم. ان شاء الله همیشه سایه پرمهر عزیزانتون بالای سرتون باشه :*

دوستون دارم :*


خب برای اینكه یكم فضا والیبالی بشه، یه كلیپ فوق العاده قشنگ و نوستالوژیك به عنوان عیدی دارم براتون :) البته حقیقتش این عیدی من نیست، عیدی نازنینه :* این دختر فوق العادست، یه كلیپ ساخته بی نظیــــــــــــــــر ... حتما حتما حتما ببینین مطمئنم كه لذت میبرین :)






 



[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 21:27 ] [ النا ]
نظرات
سلااااااااااااااااااامMore smileys for free download
خیلی شیك و مجلسی باید بعد از های [:)) لری كه در پست قبل گفتیم، تو این پست بگیم بای لری More smileys for free download
قضیه لورنزو برناردی منتفی شد و حالا به احتمال زیاد باید بگیم های آنی More smileys for free download
آناستازی احتمالا مربی تیم ملیمون میشه، البته قطعی قطعی نشده ولی احتمالش زیاده ...


حالا ازین های بای بازی ها بگذریم. باید بگم دیروز تعدادی از اعضای دهكده رفته بودن خانه والیبال و برامون گزارش تهیه كردن و خودشونم زحمت كشیدند گذاشتند تو این پست.

این شما و اینم گزارش خبرنگار واحد مركزی دهكده  :| از خانه والیبال مورخ 6 اسفند 92:

سلام 
امسال تو تیمهایی که به پلی آف راه پیدا کردن 2 تا تیم تهرانی داشتیم که یعنی تهران میزبان 2تا تیم میشد. دیروز سه شنبه نوین کشاورز تهران با متین ورامین بازی داشت و امروز چهارشنبه پیکان تهران با کاله آمل بازی داره (بازیهای دیگه این بود که دیروز تبریز 3 - 0 میزان رو برد و کار به بازی سوم تو مشهد رسید و امروز هم ارومیه از باریج 3-1 برد و تیم اول جدول رده بندی به نیمه نهایی نرسید :| و پیکان 3-2 از کاله برد و کار به بازی سوم در آمل رسید)

دیروز هیئتی از اعضای وبی:* به عنوان ناظران بازی:| رفتن خانه والیبال. اول که رسیدیم حدود یک ساعت قبل از شروع بازی 2 تا اتوبوس پر از طرفداران ورامینی (هم سلولی های بایرام ) وارد ورزشگاه شدن.  نیم ساعت مونده بود به شروع بازی که دیدیم برای فروش بلیت صف تشکیل شده و خانومها پشت در وایسادن تا بلیت بخرن و برن داخل، هر دقیقه هم وعده وعید میدادن میگفتن باز میکنیم:'| ما هم خوشحال تو صف منتظر بودیم و به این و اون مسیج میدادیم کجایین بلیت تموم شد:| که تک تک اعضای وبی رسیدن و از داخل سالن صدای سوت شروع بازیو شنیدیم. پیمان اکبری و امیر حسینی برای دیدن بازی اومدن. همه مطمئن بودن راه میدنمون ولی همینطور که گذشت داشت و خبری نشد. غرغر مردم شروع میشد که از شانس و اقبال مسئول سالن، اتوبوس بازیکنای کاله رسید و مردم یادشون رفت برا چی اومدن:| همه از جلوی در متفرق شدن و هجوم بردن سمت بازیکنای کاله ...
اکثر بازیکنای کاله اومدن و رفتن تو سالن برای تماشای بازی (به جز عادل غلامی که مطمئنن کف وبی:* خوابیده بود و قصد حضار از حضور جلوی خانه والی رو فهمیده بود و تا آخر آفتابی نشد پاسور جدید هلندی:|- کاله هم رویت شد  تقریبا همه بازیکنا مثه نریمان نژاد و قرا:| و عبادیپور و ... و عطایی رفتن توی سالن ولی جمعیت هنوز برنگشته بود سر جاش. مام احساس زرنگی میکردیم هی میگفتیم خلوت شد بریم جلو که زودتر بلیت بهمون برسه:| از اونجا که همه حمزه ستاهای وبی:* جمعشون جمع بود همه چشم انتظار حمزه چشم به افق داشتیم که دیدیم دلیل متفرق شدن جمعیت اینه که همه داشتن جلوی اتوبوس کاله با ظریف عکس میگرفتن ... بعد از کلی عکس و امضا ظریف اومد تو حیاط که کلی هم اونجا معطل شد و بالاخره ظریفم رفت تو. هنوزم جمعیت جلوی اتوبوسای کاله بود که دیدیم حمزه هم یواش یواش در حال دادن عکس و امضا نزدیک شد. وقتی داشت میرفت داخل سالن یکی از خانوما بهش گفت بگین ما با شماییم بذارن ما بیایم تو:|(نه نه اصلا توقع بیجایی نبود اصن حمزه وظیفش بود :|) حمزه هم با حالت  گفت خانوم فرقی نمیکنه در هر صورت اجازه نمیدن و رفت تو. البته چون مدیرگولوی وبی:* همراهمون نبود ما تمام این وقایع رو مات و مبهوت نگاه میکردیم سر حمزه به خودمون اومدیم گفتیم مدیر گفته امید من به شما دبستانی ها (ببخشید خط رو خط شد (آیکون ریخت و پاش نمک:|)) به شما بچه های وبی:*ه که دوربینو درآوردیم و شروع کردیم ثبت گزارش ...

حمزه [گل]
تو عکس سمت راستی داره میگه سلاملیچُم :[-


ما هم دیدیم دیگه امیدی نیست کم کم دور شدیم و رفتیم سمت صندلی های بوفه ی حیاط  یه آقای مسنی هم همراه خانومش اومده بود ازمون پرسید شما هم دارین می رین دیگه؟گفتیم نه بالاخره شما  که از ما بیکارتر نیستین زشته شما باشین ما بریم:|(البته بعدا متوجه شدیم بنده خدا هر جنبنده ای تکون می خورد همین سوالو ازش می پرسید، به امید اینکه شاید خانومش رضایت بده که برن).همینجور که ما داشتیم مسئولین عزیزو:|نفرین میکردیم بقیه بازیکن های پیکان مثه سامان فائزی و بهزاد حیدر شاهی و علی حسین:| و جواد محمدی نژاد و ... میومدن و میرفتن برای دیدن بازی. البته دکی شبان با توجه به وظایفی که به دوشش گذاشتیم:| یکم دیرتر از بقیه اومد حاجی:| هم که خیلی دیر (تقریبا بعد از ست دوم) اومد مثکه شرمنده شده بود از حرفای ما مونده بود واسه تمیزکاری 

@:)


بعد ما در گوشه ای مستتر شدیم که تو دید نباشه (مدیونین اگه فکر کنین هرکی میخواست وارد یا خارج بشه اول مارو میدید:|)  و به تحلیل وضعیت پرداختیم:| همینجور که داشتیم تحلیل میکردیم که دیدیم عه ... شاهین مفیدی با آنالیزور کاله اومدن بیرون رفتن سمت هات داگ@:) فروشیای اون سمت خیابون. بعد ما یه لحظه با خودمون گفتیم ما برا چه بازی ای اومدیم؟ :| یا شاهین برای چه تیمیه؟ مگه میشه وسط بازی لیبروی تیم بره تفریح؟ خلاصه همینجور تو شَک خودمون بودیم که قرا با یه بازیکن دیگه اومدن بیرون واسه خودشون میچرخیدن:| (لازم به ذکره با تموم این رفت و آمدا هیئت ژوری وبی:* به علت خاطرات زیادی که داشتن:| سیکس پک میشدن:|) ... 

قرا =))
    
ما خواستیم کاری کنیم نبود مدیر و عکاسی مدرنش احساس نشه :| 
مدیونین فکر کنین قرا 50 بار از جلومون رژه رفت اما هیچ کس رغبت نمی کرد دوربینو روشن کنه و یه عکس واضح تر بگیره                           

بازیکنای کاله مثل جدیدی و ... واسه خودشون میومدن بیرون میچرخیدن اگه صلاح میدیدن برمیگشتن برن سر دیدن بازی:| قرا که تور اطراف خانه والیبال گردی:| گذاشته بود ... (ما هم کاملا ناخواسته:| جایی بودیم که 2 تا درارو پوشش میدادیم سوسک از اونجا رد میشد میدیدیم:|)
(توجه کنین، هنوز شاهین مفیدی بیرون بود:|) ظریف هم اومد بیرون و حضار همیشه در صحنه دوباره رفتن برای عکس و امضا. وقتی داشت برمیگشت همه علاوه بر اینکه حال ترمه گلی رو میپرسیدن به ظریف گفتن این درسته خانومارو اینجوری گذاشتن پشت در؟ این بنده خدا هم خودش ناراحت بود و گفت بارها اعتراض کرده ولی فایده ای نداشته و خودشونم دلشون میخواد بانوان راحت بتونن بیان داخل ولی دست اینا نیست  (بالاخره بچه هایی که اطرافش جمع شده بودن آینده ی ترمه بودن ... ) و گفت خانوم و دخترش هم نمیتونن بیان بازیهارو ببینن با اینکه خیلی دوست دارن ولی اوناهم پشت در میمونن و خلاصه حسابی اظهار شرمندگی کرد. وقتی هم رفت داخل سالن شروع کرد با مسئول سالن دعوا که چرا این بنده خداهارو راه نمیدین ... (دمش گرم :) )

ظریف

ظریف در حال سخنرانی درباره حقوق بانوان 
(عکاس این عکسا که همون شخص خاطیه:| بابت این عکسای بی کیفیت عذرخواهی کرد،اما با گذشت زمان لم دوربین اومد دستشو و تونست عکسای با کیفیت به سبک مدیر بگیره)

لازم به ذکره در تمامی این لحظات که ما جلوی در سالن نشسته بودیم مدیر به ما میگفت داخل سالن چه خبره و بازی چند چنده =| یعنی یه همچین مملکت پیشرفته ای داریم ما ... (و کماکان هنوز شاهین مفیدی برنگشته:|) بعد هویجوری که نشسته بودیم بازیکنارو سوژه میکردیم سیکس پک میشدیم دوربین خبرساز که میخواست از موندن بانوان پشت در خبر بگیره اومد سراغ ما ولی چون ما هیئت سکرت دهکده بودیم هر شیشتامون مثه قاچاقچیا:| که نمیخوان صورتشون معلوم شه با کله رفتیم تو میز:| طرف هم بهش بر خورد با حالت قهر رفت :|
دیگه نزدیکای آخر بازی بود که دیدیم جناب مفیدی قدم سر چشم متینیا گذاشتن با یه بطری آب معدنی برگشتن :| (گیر دادیم به این بنده خدا:|) بازیکنای کاله هم اومدن سوار اتوبوس شدن و رفتن ولی چون بازیکنای پیکان بعد از بازی تمرین داشتن برنگشتن. بازی با نتیجه 3 - 1 به نفع متین تموم شد. ما دیگه کم کم داشتیم میترسیدیم چون سر راه بودیم و همه کمین کرده بودن سعید یا سید اومدن بیرون جامه دران برن پیششون:| اول از همه طرفدارای بسیار متین=| تیم متین اومدن بیرون با شعاری تو مایه های ما ورامینیم و حالا حالا قهرمانیم!! بعد چون همه منتظر میر:|- بودن دوباره بامزه بازی متینیا گل کرده بود و هی از این در و اون در الکی میگفتن معروف اومد و حضار بایرام ستا جامه دران از این در به اون در میدویدن که یکهو طرفداران خلاق و مبتکر متین یکی رو از در آوردن بیرون و با اجتماع دورش گفتن سعید معروف اومده سعید معروف اومده بعد ما دیدیم سر سعید معروف لباس کشیدن:| مشخص نیست کیه. خلاصه رد کردن بردنش بیرون همه هم متعجب دنبالشون بودن که فهمیدیم این حرکت بسیار خلاقانه شوخی جدیدشون بود و سعید فیک:| درست کرده بود (چقدددددر بامزه بود کارشون:|)
همراه تماشاگران هوار کش:| و جامه در و صد البته بامزه:| متین که میرفتن سمت اتوبوساشون برادر کوچیک خانواده محمودی (همونکه بهنام تو برنامه زنده گیر داده بود باید وزن کم کنه:|) پیام محمودی اومده بود بیرون منتظر شهرام بود.



پیام خان محمودی که وقتی نگران میشد یا فکر میکرد عجیب حرکاتش مثه شهرام بود

البته ما چون تمرینات سخت خبرنگاری و عکاسی ای که مدیر دیده (از جمله آویزون شدن از یک پا با بند دوربین:|) رو ندیده بودیم خیلی از سوژه ها از دستمون در رفتن :| ولی کماکان در بهترین جای ممکن برای دیدن اوضاع بودیم 
بعد که داشتیم از نظرات روانشناسانه برای درمان بیماری:|- بهرمند میشدیم کم کم احسن گلی و فرید پاچه  (شروار:| پاش بود:') ) و یزدان پناه داور عشق:|- ما و جامعه والیبال:| و ... رد شدن 



یزدانپناه عشقمون:|-

ما نتونستیم دست بجنبونیم از احسن و فرید عکس بگیریم
(آخه خیلی مهم بودن:|) که یکی از بچه ها با فریاد یه نقطه رو نشون داد گفت چکی چکی :)) (خداروشکر اسما مستعاره:|) خلاصه عندلیب اومد بیرون.

چکی

و پشتش سعید معروف وارد شد و ما سنگر گرفتیم به خاطر حمله ای که به سمتمون شد :| ولی خداروشکر سعید خیلی خونسرد و با گذاشتن وقت به همه امضا داد. 



چه جانفشانی ها که برای این عکس نشد :"| جدیدا هرجا میره یه بچه کنارشه :)

جالب اینه یکی از بچه ها که به شدت مسئولیتی که الی رو دوشش گذاشته بود رو جدی گرفته بود با جانفشانی غریبی از رو میز:| پرید رفت تو دل جمعیت و براتون از سعید عکس گرفت واقعا همه بهش افتخار کردیم. ولی بعد نمیدونم اون وسط چی دید و چی به سرش اومد که به درجه ای از عرفان رسید که یک کلاسور گنده رو گرفت دستش پرید وسط جمعیت و از سعید امضا هم گرفت :)) و ما همه اینجوری  در سکوت نگاش میکردیم:| اون وسط که بود شنید سعید به یکی میگه: اگه امضا نکنم فحشششم:|- میدین؟ :| ترکی هم حرف زده بود :) دوستمون هم کلاسورو فرو کرد تو شکم معروف
(بالاخره هرچقدر عروج معنوی داشته باشه یکم بایرام ستیزی بعد از اینهمه سال توش هست) و امضارو گرفت و اومد نشست و تا آخر به خاطر این تاثیری که از این تحول معنوی:| گرفته بود حالت سیر و سلوک داشت جوری که میترسیدیم تو مترو تنها بفرستیمش بره :)) (خداروشکر مدیر نبود و اینجوری به باد رفتن دسترنجشو ببینه :'|)  در این حین که سعید داشت امضا میداد و سر همه گرم بود خیلی از بازیکنا مثه نصر اصفهانی و ... اومدن و رد شدن و رفتن ...


میدونم امضا از سعید زیاد دیدین ولی این یکی فرق میکنه به دست یکی از اعضای قهار:|- دهکده 
با همکاری سایر اعضای پیشینه دار در بایرام ستیزیگرفته شده ...
البته باید در پایان اشاره کنم این جانفشانیو در راه رفاقت:| برای دوستش کرده 



عکس از صحنه جرم:|

خلاصه سعید رفت و تب ملت فروکش کرد. همه داشتن نیروشونو بازسازی و سازماندهی میکردن که چجوری تقسیم شن نذارن سید خدایی نکرده از در دیگه ای در بره که دیدیم فرهاد نظری افشار عشقمون:|- دست تو دست پسر گلش امیر محمد بدون اینکه کسی دنبالش باشه برای اینکه عکس و امضا ازش بگیره تنهایی از در رفت بیرون. ما وظیفه ی خودمون دیدیم به عنوان طرفدارای قدیمی که همیشه فرهاد نظری از همه نظر برامون بازیکن یچه یچ:| بوده بر اساس رسالت وبی:* بریم بهش عرض ارادت کنیم ولی چون تا به امروز از این کارا نکرده بودیم دو به شک بودیم رفت بیرون. دیگه 2 نفرمون  انقلاب کردیم رفتیم دنبال فرهاد نظری  که با پسرش جلوی در بودن (خیلی صبر کردیم یکی با دوربین بیاد عکس بگیره ولی نیومدن :'|) دیگه داشت میرفت سوار اتوبوس شه که  صداش زدیم. فرهاد خان هم با امیر محمد برگشتن ببینن کی صداشون میکنه. بهش گفتیم جاتون خیلی خیلی توی تیم ملی خالیه :) گفت خیلی ممنون. بعد گفتیم خیلی ناراحت شدیم شما مصدوم شدین خیلی حیف شد گفت خدا کریمه ناراحت نباشین :') بعد تشکر کردیم ازش یکی هم دستشو گرفته بود میکشیدش نمیذاشت ما صحبت کنیم:| وقتی داشت میرفت با صدای بلند گفتیم راستی لیبروییتونم عالی بود :) تشکر کرد دست تکون داد و رفت :') واقعا این بازیکن از نظر اخلاق بی همتاست :) پسرشم با تعجب و لبخند نگاهمون میکرد. واقعا کسایی که باید باهاشون عکس یادگاری گرفته بشه کسایی مثه نظری افشارن  خلاصه خیلی حس خوبی بهمون داد ولی از اونجایی که بقیه بچه ها باور نمیکردن این کار در توان ما باشه:| (چون کلا دنبال کسی نمیریم:|) تا یک ربع داشتیم متقاعدشون میکردیم که باور کنن قضیه رو :)) کلا دیروز همه متحول شدن:|
بعد داشتیم از خوش برخوردی شهرام میگفتیم و روی بازش در برخورد با بقیه که باز نیروی شتک کننده وبی عمل کرد و شهرام با حالتی که سعی میکرد استتار کنه با کلاه روی سرش اومد بیرون دور خودش میچرخید که پیامو پیدا کنه :)) (الان دیگه حیاط خلوت شده بود و اتوبوس متین هم رفته بود و ما میخواستیم خانه والیبالو با یه خداحافظی خوشحالش کنیم:|)
از حیاط اومدیم بیرون دیدیم از داخل دوباره داره صدا میاد که متوجه شدیم بعله ... سید لنگ لنگان با حالتی که یه پاچه از از شروار:|ش بالا بود و یخ به زانوش بسته بود (احتمالا یخی که به شونه شهرام پیوند زده بودن بود چون یخه به شهرام بسته نشده بود. شهرام نگرانم نبود انگار اصن خودش نبود :'|) اومد بیرون و بعد از شادی حضار میخواست بره که یکی از دوستان با اشاره به سیبیل سید یه حالت داد گفت عـــــه موسوی از نزدیک چرا این شکلیه؟ :|



هیروی ناز:| با پای مصدوم ...

هیچی دیگه سیدم لنگ لنگان درحالی که حضار پشتش در حال حرکت بودن رفت سمت افق و ما برگشتیم درحالی که با خودمون فکر میکردیم چه خوبه اگه ورود بانوان هم آزاد شد ما کماکان به صورت مخفی و مستتر=| بشینیم و حاشیه نگاری:| کنیم ...


مسابقه:



یعنی کی میتونه باشه؟

حالا در پایان میخوام دلیل خشم سوزان حضار و ترس عادل غلامی از آفتابی شدن دور خانه والی رو رونمایی کنم که مدل شدن و عکی گرفتن با لباس 9 تیم ملی بوده:|


:|

خبرنگاران اعزامی واحد مرکزی دهکده .... ررررررم =|



البته در واقع نظری افشار زودتر از معروف اومد (آخه خیلی مهمه کی اول اومده :| خیلی) این متن احتمالا دوباره ویرایش شه...

در آخرم اینم بگم که با خاطی مذکور، مثل یک مجرم رفتار نکنین، اون مجرم نیس، بیماره :| بیمارِ مرام و معرفت و رفاقت :| حالا یه اشتباهی کرده، بهش بد نگاه نکنین، با انگشت نشونش ندین، بذارین برگرده به دل جامعه ...


دانلود کده

برنامه صبح خلیج فارس ادریس دانشفر و فرهاد سال افزون رو میتونین از سایت دهکده ورزش دانلود کنین.


هویجوری
تو این پست تلطیف نداریم، اما برای تنوع و با توجه به صحبت های اخیر :| یه عکس هویجوری :| میذارم براتون :)


دوتن از مظنونین
(ف.سین - میم.ر)



[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 23:59 ] [ النا ]
نظرات

دانلود كده به این پست اضافه شد....




توجه


تمام عكس های این پست فتو شاپ (یا به قولی پی هوتو شاپ :|) بوده، و فاقد هرگونه اعتبار است

سلاااااااااااااااااااااااام



میخواستم كلی نقد و بررسی كارشناسانه كنم درباره رفتن عمو ولاسكو و اومدن برناردی، اما به قدری این چند روز صحبتش شد كه چشمه نقد و بررسی كارشناسانم مثل مزاج نظری افشار، مرد...

لذا از زاویه ای متفاوت به این قضیه مینگرم ...

از نظر من خداحافظی در وطن و... همش فیلم هندی ای بیش نیس، به ضرس قاطع تقصیر بازیكناس كه عمو رفت، اسنادشم موجوده :|||

گفتن نداره كه مقصر اصلی كیه، بعله جناب میر خان :|
میپرسین چرا؟ آخه چرا داره؟؟؟فراموش نكنین همیشه میر مقصره مگر اینكه خلافش ثابت شه، كه هیچ وقتم نمیشه :|
 باز میپرسه چرا؟ :| خب این عكسو ببینین تا بفهمین من بی دلیل به كسی گیر نمیدم :|



من از شما میپرسم،آیا  با وجود چنین افرادی در والیبال مملكت عمو امنیت جانی داشت؟؟؟


شاید الان این سوال براتون پیش بیاد كه پس این چند سال چجوری جرات كرد بمونه، جوابش سادس، امیدش به شما بچه دبستانی ها (ببخشید خط رو خط شد با برنامه های دهه فجر ) امیدش به اشخاصی مثل حمزه هوای سر :| بود، یعنی دیدن اون سیبیلا باعث میشد فكر كنه یه مرد [:{  پشتشه دیگه از امثال میرخان قداره چی :| نترسه، اما وقتی این عكس پایینو دید، ترجیح داد به وطن پناه ببره...



آخه عمو دیگه چطور میتونست رو حمایت این كاكلی حساب باز كنه؟

البته برای اینكه بگم عمو تنها از ترس جون نبود كه فرار را به قرار ترجیح داد، بلكه از سر مهرو عطوفت بود، نظرتونو به عكس زیر جلب میكنم :|



بعد ازینكه درخواست های منطقی :| جناب پیمان خان یوسفی هم مقبول نیفتاد، كاپی :* داشت كار دست خودش میداد كه عمو كه دید اگه كیبرد نگارنده (النا) خورد، كاپی طوریش بشه، اطلاعات پرچمی عرشیا مثل ظاهر آقا یدی همونجور باقی میمونه :{{ ترجیح داد با رفتنش، از یك فاجعه جلوگیری كنه :|

درسته كه دلمون برا ولاسكو تنگ میشه اما رفتن عمو، اگه هزارتا عیب داشته باشه، یه حسن داره و اونم اینكه روابط تیره و تار شده بعضی دوستان، دوباره روشن شد :)



بنده خدا حاجی ازین دوری چقدر لاغر شده :|||


همین دیگه، درباره عمو صحبتی ندارم، جز اینكه امیدوارم هرجا هست سالم و موفق باشه.

در پایان ضمن تبریك به برادر لوری، برای اینكه از میزان رعب و وحشت ایجاد شدش با دیدن این عكسا بكاهم، عكس آخرو به گول معروف :| تقدیمش میكنم:



بعله، همچین گولوهاییم تو تیم داریم :)

  


دانلود كده

برای دانلود برنامه ورزش از نگاه 2 پنج شنبه (با حضور مهدی مهدوی، امیر غفور، فرهاد نفرزاده، امیر طلوع كیان) و جمعه (سعید معروف، فرهاد قائمی، امیر خوش خبر) به سایت دهكده ورزش
مراجعه كنید.



 



[ یکشنبه 20 بهمن 1392 ] [ 18:13 ] [ النا ]
نظرات
سلااااااااااااااااااام

هویجوری اومدم پست بذارم :)

امروز تو مجله همشهری جوان این عكسو از نمانیا ویدیچ (بازیكن منچستر) دیدم، یاد قدیما افتادم كه تو وبی:* عكس از ورزشكارای غیر والیبالی در حال والیبال بازی كردن، میذاشتیم، با این عنوان: این روزها همه والیبال بازی میكنن...



مطالبی كه كنارش نوشته بودن رو گذاشتم براتون اگه خواستین چیزی بهش اضافه كنین، من كه چشمه نمكم مثل مزاج نظری افشار مرده :(
- بگیر اسپك رو كه اومد
- ویدیچ به مثابه زایتسف (آدرس پیج فیس بوك جهت اقدام مقتضی)
- اثرات فقدان فرگوسن...
-آقا فرگوسن كجایی؟ بیای منچستر رو به راه راست هدایت كنی!
- وقتی منچستر مثل متین ورامین فوتبال بازی میكنه!
- یاد قدیمی های تیم بخیر ببینه چه طوری یه تهدید رو میشه به فرصت تبدیل كرد!


كلا تو بازیای لیگ امسال، من بازی های شهرداری تبریزو نسبتا بیشتر موفق شدم ببینم، و چشـــــــم [:)) در واقع گوشم :| این گزارشگر تبریزیا رو گرفته، رفتم سرچیدمش، دیدم بعله ایشون جوانترین گزارشگر فوتبال جهاننن :||||||||| یعنی من شیفته دوستانی هستم كه این مطالبو میگن :| آخه جهان؟؟؟ یعنی رفتین آمار گزارشگرای تمام 200 و اندی كشور جهانو گرفتین، بعد فهمیدین عباس قانع 24 ساله ما، جوونترینشونه؟؟؟  بگذریم... (نه توروخدا بیا و نگذر) 
هم فوتبال گزارش میكنه هم والیبال و فكر كنم هم بسكتبال... در سه شهر تبریز، یزد، كرمان :| بهش گزارشگر پروازی میگن. گزارش فوتبال و بسكتشو كه نشنیدم، اما همینكه تلاش میكنه والیبالو با هیجان گزارش كنه، تلاشش ستودنیه، البته اگه دانششو بالا ببره و درباره ارتفاع 2 متر و 43 سانتی تورم بگه، ازش ممنون میشیم:| به هر حال عادت كردیم تو هر مسابقه مینینموم 25 باری ارتفاع تور برامون ریویو شه :|

بهش نمیخوره 68ی باشه
فكر كنم اینم با والیبالیستا گشته، صِغَری (اعراب گذاشتم، صغری نخونین) شده

تلطیف فضا


عزیزم، جانان خیلی زود خانوم شد
ماشالله چه چشماییم داره 


این گل پسرم بچه مهران زارع بازیكن گنبده :)
اسمش یادم نمیاد، اما عكس بچگیاشو دیدین همتون، همون كه، توپو بغل كرده بود.
 اون موقع ها در گردالی بودن، با توپه رقابت شدیدی داشت :)))



 





[ یکشنبه 29 دی 1392 ] [ 18:12 ] [ النا ]
نظرات
سلاااااااااااااام  

ببخشید خیلی دیر پست گذاشتم، در واقع میخواستم برای سایپا-متین پست بذارم كه برای اولین بار تو كرج، ورودمون ممنوع شد  دیگه حرفی برای گفتن نداشتم پست نذاشتم...

فردا نیم فصل دوم شروع میشه، گفتم شاید بد نباشه یه نگاهی به نیم فصل اول بندازیم... 
اسامی تیم ها رو بر اساس رده بندی جدول گذاشتم:

باریج اسانس:تیمی كه با دیدن عملكردش در فصل نقل و انتقالات، میشد چنین جایگاهی رو براش متصور شد، یك تیم یه دست كه در تمامی پست ها از بهترین نفرات استفاده كرده. البته در بعضی بازی ها، مخصوصا بعد از مسابقات تیم ملی، كمی ناهماهنگ ظاهر شد، ولی زود به شرایط آرمانیش برگشت، و حتی مصدومیت مهدی مهدوی هم نتونست ضربه ای به تیم بزنه... 


اونوقت ملت به عكاسی من گیر میدن، این عكس الان خیلی خوبه؟
مدیونین فكر كنین در حركتی غرض ورزانه، سوژه اصلی عكسو حذف كردم و تصویری محو از پشت عكسو گذاشتم :|


با این بازیكنا صدر نشینی خیلیم كار سختی نیس :| كار سختو در واقع گیتی 90 كرد كه با اون تیم اون نتیجه رو گرفت :|
تازه عكس امپراطورشونو:| نذاشتم 

میزان: این تیم فصل قبلم تیم خوبی بود و لقب غول كش لیگو داشت، امسالم با توجه به اینكه تیم منسجم قبلیشو تقریبا حفظ كرد و بازیكنای خوبی مثل رحمان داودی و علیرضا مباشری رو اضافه كرد، با اعتماد بنفس و تجربه و هماهنگی بیشتری به مصاف رقباش میره، این تیم در هر پست بازیكنای خیلی خوبی داره كه شاید ملی پوش نباشن اما لیاقت پوشیدن تیم ملی رو دارن. میشه گفت ستاره این تیم در نیم فصل اول امین علوی بود، كه در كنار بازیكنای خوب دیگه این تیم مثل شهروز همایونفر، محمدطاهر وادی، مجتبی یوسفی (كه متاسفانه دچار مصدومیت شد) تونستن این تیمو تا رده دوم جدول بیارن بالا....



با تشكر از نیلوفر كه این عكس سهیل احمدی و امین علوی رو برام فرستاد.
نمیدونم چرا از وقتی این عكسو دیدم آهنگ كفتر كاكل بسر افتاده تو مخم


متین ورامین: این تیم با خرید شاه ماهی های :| نقل و انتقالات در خط حمله، خیلی تو نقل و انتقالات بتركون ظاهر شد، ولی مثل باریج نتونست در تمام پست ها بازیكنان خوبی داشته باشه، و از نظر دریافت و توپگیری خیلی دچار مشكل شد، ضمن اینكه در كل نیم فصل، تقریبا هیچ بازی ای نبود كه تمام بازیكناشو در اختیار داشته باشه، كارت احسن الله شیركوند خیلی دیر صادر شد، محمد موسوی چند وقت مصدوم بود و جام جم پیمایی :| میكرد، شهرام محمودی نمیتونست بعضی بازیا رو فیكس بازی كنه، نیكولف چند بازی آخر، ایران نبود، كلا مشكلی نبود این تیم نداشته باشه... تا اینكه بعد از چند بازی صدر نشینی رو از دست داد و نهایتا در پایان نیم فصل سوم شد ...
در این تصویر دو بازیكن خوزستانی متین در گل غرق :| شدن


میرزا با موسیقی سیرو سلوك معنوی میكنه دو روز دیگه مثل حاج نجمی، به جا اون هدست و كلاه، عمامه سرش میذاره، ضمن اینكه سابقه حالت خلسه هم داره :|
به به شاه دوماد چه ژستی گرفته برای عكس :) 
این عكسم مثل عكسای بالا، نیلوفر برام فرستاده :)


پیكان :پیكان كلا عادت داره تو نیم فصل اول چندبازی خراب كنه اما از اواسط فصل گازشو بگیره و بره تا نزدیكای صدر جدول... میشه گفت در نیم فصل اول، پیكان خیلی خوب بازی نكرد، درسته رده چهارم جدول بد نیست، اما بازی هایی كه ازش دیدیم زیاد چنگی به دل نمیزد...
 سری عكس های حاجی و مجی

شهرداری تبریز: تیم دوست داشتنی با هوادارانی خوب... تبریزیا از معدود هواداران پرشور مودب لیگ هستن، لازم به ذكره گزارشگرشونم خیلی خوب و با هیجان گزارش میكنه (لازم بود بگم، بابا خسته شدیم از گزارشگرای تكراری، چی میشه برای مسابقات ملی هم ازین گزارشگرا استفاده شه؟ ) این تیم جزو تیم های دوست داشتنی این فصله، خیلی تیم یه دست و خوبیه، البته از تیمی كه حسین معدنی مربیش باشه، چنین انتظاری میره...


اینم آرش صادقیانی كه دنبالش بودین، پیداش كردم :|
مهدی كریمی و سجاد دهنوی هم كه معرف حضورتون هستن...

كاله آمل: به نسبت پارسال خیلی از بازیكناشو از دست داد، اما هنوزم با داشتن 3 بازیكن ملی پوش انتظارات ازین تیم زیاده، اما با بازی های 5 گیمه زیادی كه داشته، نتونسته خوب امتیاز كسب كنه و فعلا در رده ششم جدوله... 


یه تبلیغی این رسانه های كفر :| نشون میدن، تو مدرسه موهای دختره رو مسخره میكنن بهش میگن لونه كلاغی :| من تا حالا نشنیده بودم درباره مو از چنین عبارتی استفاده شه، اما تو این عكس قرا به عینه :| مورد استفادشو فهمیدم :))
درباره علی سجادی هم كارشناسای شخصیت شناسی بر اساس جوراب:| میتونن بیان نظر بدن :|


نوین كشاورز: میشه گفت این فصل شگفتی ساز شده، تیمی كه فصل قبل انتهای جدول بود، امسال تونسته در جدول كنار تیم های بزرگی مثل كاله و شهرداری ارومیه قرار بگیره، متاسفانه هیچ كدوم از بازیاشو این فصل ندیدم...


سعید شیرود (ی)
توقع كه نداشتین من این منظره رامسرو ول كنم، به جاش یه عكس واضح تر ازین بنده خدا بذارم؟

شهرداری ارومیه: تیمی كه با وجود بازیكنای خوبی مثل ولادو پتكویچ، میكاییل تاجر، پوریا فیاضی، سعید مصطفی وند،  انتظار میرفت نتایج بهتری كسب كنه، اما این اتفاق نیفتاد... وطن پرست سرمربی این تیم، اواخر نیم فصل اول استعفا داد (چیزی كه هوادارای كم طاقت ارومیه زودتر منتظرش بودن) و یدالله كارگر پیشه جاشو گرفت. باید ببینم كارگر پیشه در نیم فصل دوم چه كار میكنه...


دیدن ما همیشه با تقسیم كیكشون مشكل داریم، كیكا رو تقسیم شده گذاشتن  :)
اما الان سوال پیش میادكه پس بقیه چی؟
اونیكه بین ایرج میكاییل زاده و میكاییل تاجر وایساده كیه؟ (نیس چندتا آدم وایسادن باید موقعیت جغرافیاییشو دقیق میگفتم)

آلومینیوم المهدی: یه تیم پر از بازیكنان خوب و دوست داشتنی و جوون كه مثل فصل پیش تیم های بزرگو خیلی اذیت كرد، اما با وجود بازی های 5 گیمه و نفس گیری كه كرد نتونست خیلی امتیاز كسب كنه و جزو تیم های انتهاییه، این تیمم در اواسط نیم فصل اول دامغانی، مربی خوبشو عوض كرد و شهنازی جایگزینش شد... از مصدومای این تیمم میشه به مصدومیت مهدی باقری پاسور (كاپیتان) این تیم اشاره كرد...
 


تصویری لو رفته از جواد حسین آبادی با محاسن :|
نمیدونم كی به معین گفته: برای عمو موش شو، ببینه :|


جواهری گنبد: با خریدای نسبتا خوبی كه جواهری گنبد داشت و چند بازی خوب این تیم و از همه مهمتر آشتی هوادارای والیبال فهم این شهر با این تیم، میشد امیدوار بود كه باز شاهد درخشش یه تیم گنبدی در سوپر لیگ باشیم (مثل هاوش 90) اما متاسفانه اینطور نشد، حالا هواداران این تیم امیدوارند كه با اومدن میرحسینی (مربی فصل قبل پیشگامان) به جای دوجی، مربی مستعفی این تیم، شرایط بهتر بشه..


اندر مزایای بازی در گنبد :)

شهرداری زاهدان: تیمی كه تازه از دسته یك اومده ولی با وجود بازیكنای خوبی كه داره، تونست بازی های خیلی قشنگی به نمایش بذاره و برای خیلی از تیم های بزرگ دردسر ساز شه، مردم همواره نادیده گرفته شده زاهدانم، با استقبال پرشورشون از تیم والیبالشون و با تشویقای خوبشون، فرهنگشونو به رخ خیلی از شهرهای مدعی والیبال كشیدن... فقط حیف كه سالن این شهر جوابگوی تعداد زیاد والیبالی دوستای این شهر نیس..


اینم عكسی تلطیفی از برونو فورتادو
 (یكی از موثرترین بازیكنای زاهدان، لازم به ذكره شادیاش در حد شادیای متین پارساله :)))

سایپای امسال مثل سایپای سال 90 دست نیافتنی شده :| اون سال اینقدر تمام بازیاشو میبرد، كسی بهش نمیرسید و تا حدودی لوس شده بود بازیاش چون از قبل برنده بود (جز مقابل كاله) امسالم از بس میبازه، بازیاش قابل پیش بینیه :( ایكه سایپا داره جوونگرایی میكنه خیلی خوبه، اما ای كاش میتونست حداقل اگر بازیكنی اضافه نمیكنه، بازیكنای خودشو از دست نده، امیدوارم در نیم فصل دوم شاهد بازی های بهتری ازی این تیم باشیم...


سعید (صایر) جواهری و محمد فلاح 
درسته وقتی كسی عینكی نیس عینك میزنه من دیگه نمیشناسمش :| اما خدایی محمدفلاح تو این عكس، اصلا شبیه خودش نیس :|

دانلود كده

دوسال پیش مهدی مهدوی و آرش كمالوند، مهمون برنامه پارك ملت بودن (همونكه مجریش میگفت: داریم ملت؟ داریم؟)  ازون برنامه هایی بود كه مجری كلا مهمونا رو نمیشناسخت هویجوری سوال میپرسید، مثلا از مهدی پرسید: چرا ازدواج نمیكنی؟ (سوالشو یادم نیس، ولی همچین چیزی بود) مهدی در جواب گفت دوساله ازدواج كردم :| 


 

 


تلطیف فضا



اینم یه فیلم تلطیفی :) از گلبو 

باباجون نجو  (لینك از آپارات)




[ شنبه 14 دی 1392 ] [ 12:41 ] [ النا ]
نظرات

سلاااااااااااااااااااام

چی بگم الان؟ بگم تیمم باخته؟ آخه باختنم دیگه گفتن داره؟ قعر جدولی بودن تیم همیشه مدعی، دیدن داره؟ 
اصلا حالی به آدم میمونه؟ نه والا...
احوالی به آدم میمونه؟ نه والا...
خیلی جای بابک فیاضی، آرمین تشکری، محمدرضا سلیمانی، مسعود عزیزی، سامان فائزی خالیه تو تیممون :(

بیخیال، بریم سر اصل مطلب :)

یه سری عکس و فیلم آوردم برای حضار هنر دوست :))


وقتی رسیدم سالن دیدم مهدوی بیرون زمین به شدت مشغول تمرینه... البته بازی که قرار نبود کنه، اما تمرینشو میکرد...


اولش با دیوار توپ بازی میکرد، بعدشم توپو گذاشت بین زانوهاش، رو زانو هی مینشست، بلند میشد...


از قبل از شروع بازی و تجمع بازیکنا، فیلم گرفتم، کیفیتش بد نیس برای دیدن چهره سالم :| بازیکنا میتونین این فیلمو دانلود کنین



یادتونه پارسال گیر داده بودم به کفشای فسفری صابر (سعید) جواهری؟
کفشش درست شد، حالا باید زوم کنم رو جورابش :|


نظر شما را به سیبیل های کاپیتانمون (حامد تاریوردی) جلب میکنم :|

ازونجایی که بازی بدون مراسم گل دهون معنا نداره، اول این بازی هم آرمین تشکری برای نفرزاده گل برد و روبوسی ها کردن، بعدشم دوتا دیگه از بازیکنای باریج رفتن پیش نفراده، آخرسرم، رحیمی پناه، رفت چسبید به حلقه سایپاییا و با نفرزاده دست داد (نذاشتن مربیمون دو کلام با بچه هاش حرف بزنه :|)


در طول بازی که اتفاق خاصی نیفتاد، فقط یه جا نادی به همراه یکی دیگه که یادم نیس کیه دفاع کرد، امتیاز گرفت، بعد با فروتنی خاصی :| سرشو انداخت پایین، یه دستشو برد بالا، یه دست دیگشم زد به سینش به این معنی که من بودم :))) ترسید خدای نکرده هم تیمیاش از اون یکی تشکر کنن برای دفاع :))))

اواسط بازی هوادارای باریجی با یه سرو صدای زیادی ریختن تو سالنو با شعار منشوری اولشون یکم جوو خراب کردن، هوادارای سایپا هم که در حالت طبیعی صداشون در نمیاد، اما اینجور مواقع احساس مسئولیت :|| میکنن که حتما جواب بدن، سمتشون شعار میدادن، تا اینکه یه توپ پلاستیکی پرت شد تو زمین، یکم بهشون تذکر دادن، رفتاراشون تعدیل شد (حداقل نکردن توپه رو پاره کنن بگن دیگه این طرفا بازی نکنین :| توپو برگردوندن بهشون)

دیگه اتفاق حاشیه ای خاصی نیفتاد... 
درباره مسائل فنی هم که اصلا صحبتی نمیمونه،باریجیا خوب بودن، سایپاییا بد :| برای خوشحالی حضار باید بگم، نادی عالی بود...
آخر بازی هم حسابی تشویقشون کردن مخصوصا نادی رو... از تشویقای آخر بازی هم فیلم گرفتم اما چیز خاصی نیس، کیفیتم که خدا :| دیگه نذاشتم براتون...

بعد بازی، باریجیا که مدت کمی تو سالن بودن، ادامه شعاراشونو تو حیاط میدادن به همراه کمی حرکات موزون :| تا اینکه بازیکنا اومدن، هربازیکنو کلی تشویق میکردن و در فاصله ای هم که منتظر بودن تا بقیه بیان، همش امیر غفور (امیر امپراطور) رو یک صدا، صدا میزدن...
لازمه بگم سایپاییا تو شهر خودشون از لابلای هوادارای تیم رقیب و در حال هو شدن خیلی غریبانه اومدن بیرون و رفتن؟

من تقریبا از اومدن همه بازیکنا فیلم گرفتم، اما رسما جز جوش و خروش :| جمعیت چیزی معلوم نیس، چون میریختن رو سر بازیکنا، اصلا چیزی معلوم نبود، فقط نادی یکم مشخصه، براتون فیلمشو گذاشتم:

سر امیر غفور که خیلی شدیدتر عمل کردن، امیر غفور که اومد انگار امام آمد :| بنده خدا رو له کردن، فکر کنم حس و حال مالدینی تو فرودگاهو تجربه کرد :))


چه هاله نوریم داره 



تست هوش


ای دوتا کی بیدن؟


تلطیف فضا

نترسین نترسین، چیزی نیس، مصطفی کارخانه داره با یه نی نی ناز عکس مینداز


دانلود کده

 برنامه ورزش از نگاه 2 با حضور سید محمد موسوی، برنامه صمیمانه با حضور شهرام محمودی و مستند سودای المپیک (همون مستندی که پارسال برای مسابقات انتخابی المپیک ساخته شده بود) در سایت دهکده ورزش هست میتونید دانلود کنید.



[ دوشنبه 25 آذر 1392 ] [ 00:49 ] [ النا ]
نظرات
سلااااااااااااااام :*
نرگس جون زحمت كشید بعضی از قسمتای مصاحبه حمزه در مجله دنیای والیبال رو برام تایپ كرد فرستاد كه براتون بذارم.

کدام مربیان تاثیر بیشتری روی شما و به قول معروف بازیکن شدنتون داشتن؟
ـــ من والیبالیست شدنم را مدیون اقای وادی زاده هستم (سرویساتم از ایشون یاد گرفتی؟) و شکل گیری والیبالم را ست کویچ . با بهروز عطایی و حسین معدنی هم راحتم و خیلی انها رو دوست دارم حالا شاید به خاطر اختلاف سنی کمی که با هم داریم یا به خاطروالیبالیست بودنشان است.ولی با ولاسکو اصلا راحت نیستم.

به نظرشما بهترنبود ست کویچ برای بازیکن سازی در ایران می ماند؟
ـــ اصلا من تنها ایرادی که میتوانم از فدراسیون بگیرم همین است حالا شاید نتوان گفت ایراد ولی نباید میرفت.اگر من بودم نگهش میداشتم.البته مربیان ایرانی هم هستند که خوب بازیکنان را حمایت میکنند ولی ست کوییچ واقعا برای والیبال ایران زحمت کشید اگر من تصمیم گیرنده بودم از او حتی به عنوان یک مشاور یا مسئول فنی در کنار دیگر مربیان استفاده میکردم

در والیبال الگوی ورزشی خاصی دارید؟؟
اصلا به خاطر جیبا والیبالیست شدم یادم است که از باشگاه کشتی برمیگشتم.خانواده داشتند والیبال نگاه میکردن فینال مسابقات نوجوانان جهان بود(ایران حضور نداشت) که پدرم گفت بیا ببین اینها همسن تو هستند که والیبال بازی میکنند.
و به طور اتفاقی والیبالیست شدم  و چند فیلم از تیم ملی برزیل به دستم رسید و در انجا با جیبا اشنا شدم و حتی پست و شماره پیرهنم را هم به خاطر او7 برداشتم.
جیبا فوق ستاره ی والیبال برزیل و جهان است ایا تا به حال با اون هم صحبت شده اید؟
بله درست در مسابقات قهرمانی جهان با هم در باره ی والیبال حرف زدیم و او از حرفهایم خوشش امد و به او گفتم که  به خاطر اون   والیبالیست شدم او فقط خندید
(هر هر، با اون ریش سبیلای خونچكانش خجالتم نمیكشه، به احساسات یه جوون میخنده، حداقل یه تبسم میزدی)
                                                                                                                                                                                اگر روز ولاسکو برود باید چکار کنم؟
دودستی بر سر خودمون میزنیم(با خنده) (اینو خوب اومد خدایی) کار خاصی نباید انجام دهیم.بالاخره اقای ولاسکو یکروز امده اند و یکروزی هم تشریف میبرند (اصلا دنیا محل گذره).در ورزش اینگونه است که هرکسی میاید چه بد باشد چه خوب باید برود (تو رو خدا؟!!!!!)ولی امیدوارم در اوج و افتخار افرینی های ما برود. ولی من به شخصه فکرمیکنم حالا حالا ها تیم ملی با ولاسکو کار دارد.

نقد و نظرها درباره ی تیم ملی زیاد است چقدر به انها اهمیت میدهید؟
همیشه همه جا ی دنیا انتقادات و نظرها وجود دارد و من خودم تا به حال به این مسائل اهمیت نداده ام (دست گلت دردر نكنه، یعنی منتقدا رسما بادمجون واكس میزنن؟ اگر دوزار اهمیت میدادی الان سرویسات در دامنه تور جا نمیگرفت ) .خیلی وقتها گفته اند فلانی از تو بد گفته من اهمیتی نداده ام و گفته فلانی از تو تعریف کرده من باز هم اهمیتی نداده ام. ولی تنها موضوعی که من را ناراحت کرد این بود که بعد از عملکرد ضعیفم در لیگ جهانی همه گفتند یا تیتر زدن که او به درد لیگ جهانی نمیخورد و باید برود (اوا كی گفت؟ چه آدمایی پیدا میشنا حتما به سرویساتم گیر دادن؟ یا گفتن دریافتت خوب نیس، یا حتی تو بازی با صربستان كه بهترین بازیت بود، نشستن یه بار دیگه بازی رو دیدن كه ثابت كنن تو خراب كردی بعدشم ضایع شدن؟ نچ نچ) و این موضوع من را خیلی ناراحت کرد و همه جا هم گفتم که از عملکردم در لیگ جهانی راضی نبودم به همین دلیل عزم خود را جزم کرد که در قهرمانی اسیا خود را نشان دهم که توانستم.

کدام یک از بازی های لیگ جهانی سخت بود؟
از نظر فنی بازی با ایتالیا سخت بود.چون انها خیلی قدرتمند بودند بازی با روسیه هم سخت بود.ما میتوانستیم بهتر ظاهر شویم ولی خب هم بازی اول بود هم اینکه ما هنوز به انها به چشم قهرمان المپیک نگاه میکردیم (الان به چشم بچه های كوچه بغلی نگاه میكنین؟).و اعتماد به نفس نداشتیم و نتوانستیم عملکرد قابل قبولی از خودمان نمایش بدهیم.

اخرین تک دفاع شما در مسابقات اسیایی موجب شد که قهرمان شویم چه حسی داشتید؟
راستش فکرمیکردم که اخرین پوئن را بگیرم (نوستراداموس روله تونی؟؟؟) ولی اینکه به صورت دفاع باشه نه و فکرمیکردم با اسپک بتوانم اخرین امتیاز را بگیرم ولی اسپک بازیکن مقابل طوری بود که به راحتی میتوانستم ان را دفاع کنم.و خداروشکر چون با این دفاع فشار از روی تیم برداشته شد و قهرمان شدیم.
...
بقیش هم چیز خاصی نیست فقط نوشته که بازیکنان خوبی در پست شما وجود دارد مانند فرهاد قائمی و نظر افشار وفکر نمیکنید که انها زنگ خطری برای تیم ملی باشند؟گفته که نه انها تلاش میکنند ولی خب من هم که ننشسته ام و انها را نگاه کنم من هم تلاشم را میکنم.بعد اخرش نوشته بود که بنوسید:الان هم به فکر عوض کردن قائمی هستم(با خنده) (اینجاست كه شاعر میگه روتو برم)

اولین چیزی که با شنیدن این اسم ها به ذهنتان می اید چیست؟
والیبال:عشق و مکافات                           داروزنی:مدیر خوب                           زوران گاییچ:مربی با شخصیت                      جیبا:اسطوره              لیگ جهانی:بالاترین سطح والیبال         ایتالیا:بنتی که شکستیم                           پوئن 25:تیر خلاص                          ولاسکو:عزراییل                                       دریافت اول:ازش متنفرم                
 ست کوییچ:مردی که مرد بود  (یعنی الان نیست؟؟؟)              مادر:همه زندگیم

بعدش هم با مادرش مصاحبه کردند که همش مثل مادر موسوی عشقش اینه که پسرش ازدواج کنه  (نرگس جان، مادر سید كه چنین عشقی نداشت، سید اصرار داشت كه مامانش چنین عشقی داشته باشه )و خوشبخت بشه.بعدش هم گفته که با خانواده ی ملی پوشای دیگه ارتباطی نداره قبلا زیاد ورزشگاه میرفته ولی الان به خاطر کمردردش نمیتونه بره. بعدش هم گفته که امیدوارم خدا همیشه پشتیبانش باشه (آمین).



دانلودكده
برای دانلود برنامه محمد موسوی در گلخانه و در هر روز ورزش میتونی به سایت دهكده ورزش مراجعه كنین


تلطیف فضا


این بچه همش دهنش به حالت تعجب بازه 



[ سه شنبه 12 آذر 1392 ] [ 23:02 ] [ النا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 18 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین