تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 
تق تق تق (صدای کوبیده شدن چکش قاضی به میز دادگاه) 
دادگاه لب به لب پر از آدمه، حضار درون دادگاه همه ساکت میشن ...
- قاضی: متهم بیاد در جایگاه بایسته.
از ردیف اول کسی به نام النا بلند میشه میاد در جایگاه متهم می ایسته.
- قاضی به منشی دادگاه: بنده دونه دونه شکایاتی که شده رو با شهود مطرح میکنم، شما دفاعیات رو ثبت کن.
خانم النا، شما متهم هستید امروز دومین ساله که مکانی رو ساختید به نام دهکده والی ملقب به وبی:* که 2 ساله خواب و خوراک رو از جامعه والیبال گرفته و داره میره در سومین سال. ما باید جلوی این روند رو بگیریم ... پروندتون خیلی قطوره و شکایات ازتون خیلی زیاده. من چندتا از ریشه دار ترین شکایات رو مطرح میکنم شما دفاعیتون رو ارائه بدید شاید از مجازاتتون کم شد (همهمه ای در بین حضار میفته)
- النا: 
شاهد اول به جایگاه احضار میشه و مردی بلند قامت با محاسن بلند مشکی و پشتی خمیده دوان دوان در جایگاه شهود قرار میگیره و جوری که به آدم استرس میده شروع میکنه صحبت کردن.
- سلام علیکم، والا حاج آقای قاضی این جایی که این خانوم ساختن زندگی رو از ما گرفت. از 2 سال پیش پیگیری های اعضای این باند:| شروع شد که ببینن مشکل من با سید چیه؟ بعد طی مراسمی تن من عبا کردن و شدیم حاج نجمی قند پهلو ... بعد مارو آوردن شدیم تدارکات وبی:* صبح تا شب بشورو بپز و بساب. در این حین من باید جواب سوالات شرعی رو میدادم رسالمم باید میتوشتم و با اخباری که از منشوری های والیبال میدادن روح منو میخراشیدن، آخرم منو با لگد از وبی:* که دیگه باهاش خو گرفته بودم انداختن بیرون و برام نایب (این نایب اون نایب[:)) نیست :"|) تعیین کردن که با استفاده از رساله من جواب سوالاتو بده. من شکایت دارم آقا، شکایت دارم (اینجا بغض امونش نمیده و گوشه عباشو میگیره و شروع میکنه گریه کردن :|)
- قاضی با ناراحتی از حال مرد به سمت النا: از خودتون دفاعی دارید؟
- من فقط میخواستم بگم ما که وظیفه روشنگری رو به عهده گرفتیم و گفتیم سید تو مصاحبه هاش داره 12 سال دوستی با حاجیو کتمان میکنه شدیم آدم بد؟ ما که فیلم قند پخش کردن حاجیو پخش کردیم و این لباسو تنش کردیم و از اون شخصیت قبلی تبدیلش کردیم به حاج آقای وبی:* شدیم آدم بد؟ ما متحولش کردیمٰ تا جایی که خودشم به باور قلبی رسید حاجی شده، مدرک میخواید؟ پستای اینستاش :| ما که بهش کار دادیم، جا دادیم و رساله هاشو فروختیم شدیم آدم بد؟ دیگه به ما چه خودش تونست سکیوریتیشو حفظ کنه با نشون دادن خالکوبیش (برچسبیش) خلع لباس شد 
قاضی به فکر فرو میره ... حاجی از گریه از حال میره، پا منبریاش (حضار اینستاش:|) از جایگاه شهود میبرنش و فرد دیگه ای جاشو میگیره که وقتی حاجی داشت میرفت چپ چپ نگاهش میکرد:
- قاضی: بفرمایید بگید شکایت شما از چیه؟
- فرد دوم: آقای قاضی من بیچاره شدم:| اینجا روزها دنبال دلیل میگشتن که منو سوژه کنن. من اصن این آقایی که اینجا بود غش کرد بردنش رو نمیشناسم (صدای هووووو کردن جمعی از حضار بلند میشه:|) ولی هی به من میگفتن تو با این هم اتاقی بودی. من کی با این آقا هم اتاقی بودم؟ من از نو نهالان:| با شهرام محمودی هم اتاقی بودم همه میدونن :|
دائم به شروارای من گیر دادن، هی گفتن راس سید کچل شده من هی مجبور بودم مدل موهامو عوض کنم:|، هی به اینستای من گیر دادن. هی گفتن سید تو دهن مادرش گذاشت که گیر داده به ازدواج من. من کی گفتم؟ خود مامانم گفت :|دائم الگوریتمای منو زیر سوال بردن. دیگه به اینجام رسیده (با دست نشان دادن نواحی گلو)
- النا: تو حاجیو نمیشناسی؟ روت رو برم  قبل از ما هر تیمی میرفتی اون تیم با خاک یکسان میشد، از وقتی ما سوژت کردیم و شدی لوک وبی:* قدم خیر شدی و تیمات قهرمان لیگ ... از وقتی اومدی تو وبی:* جهانی شدی. ما خودمون به صحت الگوریتمات اذعان داشتیم و حتی کلاس الگوریتم سید دایر کردیم، بشکنه این دست که نمک نداره، من باید از شما شکایت کنم 
اینجا سید به ایتالیایی حرفی میزنه که کسی نفهمه، ولی از اونجا که اعضای وبی:* میدونن که لوک فحش ایتالیایی بلده اینو به قاضی متذکر شده و از دادگاه پرتش میکنن بیرون :|
- قاضی: نظم دادگاهو رعایت کنید لطفا ... این شکایت هم که مشکل داشت  بریم سراغ پرونده بعدی ...
فرد بعدی کسی بود که وقتی از پله ها میرفت بالا اعضای دهکده به شدت بهش چپ چپ نگاه میکردن.
- آقای قاضی من شکایت دارم. اعضای این دهکده و مدیرشون تو روز روشن اتوموبیل کوپه قرمز رنگ من رو دزدیدن :|
- النا: استغفرالله :| آدمو مجبور به چه کارایی میکنن. جناب قاضی اون کوپه رسما به اسم ماست فقط قرار بود آتیشش بزنیم ولی گفتیم چه کاریه؟ بچه های ده ما زیاد افق میرن، میکنیمش ماشین مسیر افق باهاش روزی دو سه بار میرفتیم افق و برمیگشتیم، اینم مدارک مالکیتش :| (النا مدارکیو به قاضی نشون میده و قاضی تایید میکنه و نگاه سرزنش بازی به مصی میکنه)
- مصی: من کوپمو میخوام 
دیگه اینجا خون النا از آیکون ممنوعه به جوش میاد و مصی میبینه هوا پسه، در میره :|
فرد دیگه ای که میاد بالا دارای سیبیل های دسته موتوری:[- هست و وقتی میاد بالا قاضی چپ چپ نگاهش میکنه، به قاضی میگه:
- سلاملیچُم:[- نترسین، خیلیا به من میگن قیافت غلط اندازه، خطرناکی ... ولی ایجوری نیست. من اومدم بگم اعضای این وب تن من با این هیبت و سیبیلا لباس دکلته قرمز کردن و آبروم رفت ... وقتی ستاره ی زمین بودم سران دهکده میگفتن حمزه خوب نیست و با توجه به نفوذی که دارن همه باور میکردن، به من میگفتن فحشای بد و در اصطلاح خودشون بغلی میده، در صورتیکه من این فحش ها رو به فرد بغلی اون آقا میدادم ...
- النا:  امان از نمک نشناسی :||| ما که همیشه حامی تو در این وب بودیم، ولی تو هر روز با یه سر و شکل جدید به عنوان های مختلف میومدی تو خواب بچه های ما خواستگاری:\ حواس بچه هارو پرت کرده بودی (در این هنگام یکی از افراد وبی:* با چماق بلند میشه حمزه رو بزنه که بقیه بچه ها میگیرنش و حمزه رو از در پشت میبرن بیرون :|)
افراد دیگه ای شامل داوران لیگ، اعضا و رئیس فدراسیون والیبال، اندیشه مطهر و نهادهای مربوط:|، مجریان استاد برنامه توپ و تور، روئسای باشگاه ها و مربیان لیگ، شخصی به نام آملیا سایدی:|، بازیکنان خارجی تیم های ملی دیگه، ادمین های فیسبوک و روئسای سایت های دیگه به خصوص پورتال ارومیه (که در پایان به علت به هم ریختن نظم دادگاه و قصد جون مدیر رو کردن و حمله با کلوخ به سمتش از دادگاه اخراج شدن) و ... به نوبت بالا میان که همشون دلایل بدون ریشه و اساس دارن و هر جوابی که توسط النا داده میشه خیری نسبت به والیبال توشه و کلا همه چیز به نفع دهکده و آدماش پیش میره ...
کسی از میون جمعیت با اجازه قاضی بلند میشه و میگه: جناب قاضی اینا همش تهمته، این مدیرگولو خیلی هم صبوره. در این یک سال و نیمی که بنده متاسفانه به تیم ملی دعوت نشدم طرفداران من ملقب به حضار صبح و ظهر و شب میریختن در این دهکده و خونه هارو به آتیش میکشیدن و نعره زنان و شیون کنان بقیه رو اذیت میکردن. ولی این مدیر با صبر و تدبیر این حضار رو به کسانی تبدیل کرد که این اواخر به لبخند تلخ بسنده میکردن. من به شخصه حرفای شهودو قبول ندارم 
دو نفر دیگه هم بلند میشن که یکیشون شرت ورزشی خیلی کوتاهی پاشه. دایی وحید و فرید پاچه میگن تا قبل از وبی:* کسی نمیشناختشون حتی همشهریاشون ولی به لطف وبی:* شناخته شدن و حتی برند فریدپاچه جهانی شد ... از طرف باشگاه سایپا و باشگاه های کم بازیکنتر از النا حمایت میشه و ... و بالاخره طوری شد که جو به شدت مثبتی نسبت به دهکده راه افتاده بود که  قاضی همه رو به سکوت دعوت کرد و گفت: من دیگه باقی شکایات خرده ریز رو بررسی نمیکنم، ظاهرا همشون مشکل دارن :| فقط یکی از اولین و پرترین پرونده هارو حل میکنیم و بعد من رای رو اعلام میکنم. شاکی لطفا بیاد جایگاه ...
شخصی از ته دادگاه نزدیک به جایگاه میشه و هیچکس نمیدونه کی داره میاد. وقتی به جایگاه میرسه و سرش رو بالا میاره دادگاه در سکوت فرو میره و با النا با خشم شروع میکنن به هم نگاه کردن ...
- بایرام: کاری که این وب با من کرد در دنیا خاصه:|- سکیوریتی هایی که از من آبکش کرد، گیرهایی که به من داد، جوری که با احساسات من بازی کرد که ولاسکو اینطوری احساسیم نکرد، سر بازی های لیگ، سر رفتار من با طرفدارا و بقیه بازیکنا و ...، سر مبلغ قرارداد، سر ساید:|، سر مسئولیت پذیری های من در خانواده، سر آمریکا رفتنم ... سر همه چیز که من ضمیمه پرونده کردم منو بیچاره کرد. این موهایی که مثه پنبه سفید شده همش تقصیر این خانوم و اعضای دهکدشه :| آقای قاضی، اینا خیلی غولن :|-
- النا: من با مدرک میگم در این 2 سال هیچکس به اندازه ما در حفظ سکیوریتی نداشته بایرام نکوشید :| ما بایرام بداخلاق قزل بی رحم بدرفتار با طرفدار رو تبدیل کردیم به بایرام گُلی ناز و نایس (زیر لب چیزی تو مایه های هرچند پشیمونم رو زمزمه کرد)، ما بایرام رو جهانی کردیم، برند K&B رو راه اندازی کردیم، کلا این وب به طور ناخواسته جوری پیشرفت که انگار سراسر ساخته شده برای خدمت در جهت پیشرفت بایرام :||| من چون میدونستم این بایرام قدرنشناسه شرایطی که داره قبل و بعد از این وبی:* رو در اختیار دادگاه گذاشتم تا خودتون قضاوت کنید ... هرچند آخرم با زدن ضایعش جواب اینهمه زحمت مارو داد  بی هویت 
من دیگه حرفی ندارم 
قاضی که دیگه مونده بود چیکار کنه مقداری زمان برای تصمیمگیری درباره رای دادگاه اعلام کرد و در این بین خیلی از کسانی که فهمیدن این دهکده و اعضاش تو این 2 سال چقدر خوب بودن اومدن و از زحمات مدیرگولو تشکر کردن ...
دادگاه دایر شد.
- قاضی: من و هیئت منصفه بعد از بررسی های دقیق و شواهد و قرائن به این نتیجه رسیدیم این خانم و اعضای دهکدش در این 2 سال نه تنها کوچکترین ضرری به والیبال مملکت نرسوندن، بلکه سراسر خدمت بودن و کلا پیشرفت والیبال ایران به خاطر زحمات ایناست. من از همشون معذرت میخوام و به جای همه ی اینا 7 8 10 هزار دلار $|- جناب بایرام رو که پشت همه این قضایا بوده رو جریمه میکنم و خودمم عضوی از دهکده میشم و خواهش میکنم در سال سوم تولد وبی:* هم با اقتدار به کارشون ادامه بدن.
ختم جلسه، تق (صدای چکش در پایان دادگاه:|)


سلام به همه یاران وبی:* در این 2 سال. ببخشید باز پست طولانی شد، خداشاهده تمام ماجراهای فرعی رو نوشتم دیدم داره تبدیل به رمان میشه حذفش کردم چندتاشو گذاشتم بمونه :)) (از آمنه  هم ممنونم خیلی کمکم کرد:*)
خوشحالم که این 2 سال همه همراه بودیم و دوست. خوشحالم که خانواده ی وبی:* هنوز منسجم و گرمه، خوشحالم که مدیرگولومون بعد 2 سال هنوز بایرام ستیزه و به همون خوبی روزای  اول ج کامنت میده و سرحاله و چه بسا:|- کرسی رو کامنتا میکوبه و به هممون انرژی میده :)
خوشحالم که هممون هستیم، و خیلی وقتا میبینی کسایی هم که رفتن گاهی برمیگردن و حالی میپرسن از دوستای قدیمیشون. یعنی گوشه ذهنشون دور از همه ی گرفتاری ها و مشکلات، هنوز یه جایی وجود داره که میشه دور از همه چیز دور هم زیر کرسی نشست و داستان گفت و گل گفت و گل شنید و خوش بود ...
امروز تولد این وب نیست، تولد منه، تولد النا مدیر وبه، تولد تک تک بچه هاست، تولد کساییه که ما در قالب اسم میشناسیمشون، ولی برامون واقعی تر از هر آدم دیگه ای هستن ... 

امیدوارم سالهای سال امشب رو هممون درکنار هم جشن بگیریم. من از طرف خودم، یکی از کاربرا و خاله های قدیمی وبی:* میگم:
وبی:* 2 سالگیت مبارک :* ... تولد هممون مبارک 


پ.ن: ببخشید بابت پست طولانی و هول هولی، یه پست دست به نقد خوب از برگشتن بچه ها داریم تا گیر دادنامون تو لیگ جهانی کامل بشه 
پ.ن2: دیدین وبی:*مون شب تولدی چیکار کرد؟ کاپی و حمزه برگشتن تیم ملی :') این خبرو صرفا برای این نوشتم که بعدها که اومدیم این پستو بخونیم یادمون نره وبی:* شب تولدش چه کادویی بهمون داد :") (آخه همتون باید:| مثه من خوشحال باشید =|)
پ.ن3: بچه ها بیماری حسین معدنی خیلی خیلی خیلی جدیه، توروخدا براش دعا کنین :(



[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 15:35 ] [ نازنین ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین