تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 
سلام به همه اهالی گل دهکده والی 

سال نو مبارک :*

این سومین ساله که داریم سال جدیدو دور هم جشن میگیریم. سومین سالی که باهم لیگ رو با تمام حواشیش تموم کردیم، سومین سالی که کلی شادی و غم والیبالی و غیر والیبالی رو کنار همدیگه بودیم. امسال دوستیهامون محکمتر شد و کلی خاطره خوب برای همدیگه ساختیم :) امیدواریم سال 94م ورزشمون با نظارت ما:| بترکونه و هم برای ورزشمون و هم برای تک تکمون سال بی نظیری باشه.

امیدوارم در سال جدید شاد شاد  شاد باشین :* برای شاد بودن نیازی نیست حتما اتفاق عجیبی بیفته کافیه یکم منصفانه تر به داشته هامون نگاه کنیم، کافیه یکم منطقی تر به غم هامون نگاه کنیم، ببینیم واقعا ارزش غصه خوردن دارن. کافیه یکم امیدوارانه تر به آیندمون نگاه کنیم اونوقت تشویش و دلهره ای نمیمونه که شادی رو بخواد ازمون بگیره.  در این لحظات عزیز (اولین اذان سال 94) ارزو میکنم خدا این نگاه منصف و منطقی و امیدوار رو بهمون بده تا بتونیم از زندگیمون لذت ببریم :)


خب امشب (در واقع شنبه صبح) ساعت 2:15 دقیقه سال تحویل شد و از اونجا که طبق سنت وبی:* همگی خیمه میزنیم رو به روی تلویزیون و مهمونارو تجزیه تحلیل:| میکنیم، برای امشبم همین برنامه رو داشتیم که به این نتیجه رسیدیم برنامه مجریای تلویزیون مثل احسان علیخانی، علی ضیا و ... دیگه خیلی کلیشه ای و بیمزه شده و حوصلمون سر میره، برای همین از قدرت و نفوذ وبی:* استفاده کردیم و امشب خودمون براتون برنامه نوروز رو از شبکه دهکده والی:|| پخش میکنیم:|
امشب مهمانان ویژه ای داریم، همراه ما باشین  


آیتمی که در این بخش از برنامه تقدیمتون میکنیم، آیتم سفر در زمان:| هست. عید فطرسال 93دقیقا 8 مرداد شهرام و کاپی مهمون برنامه ضیا بودن. علی ضیا از شهرام میپرسه آقا تو متاهلی؟ میگه آره بابا. میگه چند وقته؟ میگه 2 ساله ازدواج کردم :|‌ ضیا بهش میگه چرا منو دعوت نکردی؟ شهرام میگه شما اون موقع مشغول بودی سرت شلوغ بود :|
چند ماه بعد سید مهمون برنامه وزین:| گلخانه بود که قبل از جشن عروسی شهرام بود. مجری بهش میگه شهرامم که ازدواج کرد تنها شدی؟ سیدم میگه آره چندروز دیگه جشن عروسی شهرامه بعد گل از گلش میشکفه (بحث ازدواج که میشه) و میگه ایشالا به زودی:| ارتباط خانوادگی پیدا میکنیم (احتمالا میخواسته به آرزوی مامانش اشاره کنه مجری نذاشته:|) 
حالا با توجه به این صحبتا چی به جز سفر در زمان میشه نتیجه گرفت؟ :|||


خب بریم سراغ مهمونای برنامه ....
اولین مهمون امشب ... 



وبی:*  : کی حمزه رو دعوت کرده؟؟؟
حمزه: طبق معمول داشتم تو جام جم قدم میزدم دیدم در استادیوم :| بازه اومدم تو .
وبی:* : پسر خوب اون موقع که استودیو رو میگفتی استادیوم وقتی بود که همش تو ورزش بودی و سال تا سال تلویزیون نمیومدی، الان که از برنامه کودک گرفته تا مستند کویرنوردی، هستی دیگه باید به استادیوم بگی استودیو...
الانم پاشو برو اونور فکر کنم آشپزای به خانه برگردیم یه تستر میخوان برو پیششون :|

خب بینندگان عزیز ازونجا که ما خوبیم (خط رو خط شد) ازونجا که فعالیت هامون بین المللیه از یه دوست خارجی :| دعوت کردیم امشب در کنار ما باشه. 
ورملیو مهمون این بخش از برنامست... ازونجا که بهنام سابقه بازی در ایتالیا داره ازش خواستیم برای ترجمه ایتالیایی به فارسی به ما کمک کنه (در واقع میخوایم بدونیم غیر از تبریکات ایتالیایی چیز دیگه ایم بلده؟) 


وبی:* : صحبت های ابتداییتون رو بشنویم بعدش بریم سراغ سوالا که مهمترینش برمیگرده به ماجرای سال 2010... بفرمایید.

ورملیو: یاشاسین آذربایجان
وبی:* : 
ترجمه بهنام: فورزا آذربایجان
وبی :* : :||| یه عده غرب و شرق زده وطن فراموش :| تشکیل دنیای والیبال دادن ... من اصلا هیچ سوالی ندارم، پاشید بربد بیرون نبینمتون.

وبی :* : در سالی که گذشت یه اتفاق مهمی که در والیبال کشورمون افتاد لژیونر شدن کاپیتان تیم ملیمون بود، برای همین در آستانه سال جدید گفتیم محض شادی دل چکاوکا، ببخشید هوادارا، یه تماس تصویری داشته باشیم با میرسعید معروف...
 


وبی:* : ورملیو باز تو اومدی؟؟؟ خودت میری بیرون یا بگم دوستان نیروی انتظامی محترمانه :| بیرونت کنن؟؟؟

خب رفت بریم سراغ معروف...

وبی:* : :|| اون دوتا الان سرجهازین؟؟؟؟؟ 
معروف: ما از بچگی با هم هم اتاق بودیم و...
وبی:* : خوبی تو؟ اینا دیالوگ سیده ها...
معروف: آخ راس میگی باخت شهرداری ارومیه حواسمو پرت کرد نمیدونمم موبایلمو کجا گذاشتم. اگه اجازه بدین میخواستم روز زن هم تبریک بگم ...
وبی:* : اجازه نمیدم.
معروف : :|
وبی:* : حالا ما تو رودربایستی تو رو دعوت کردیم، از بدشانسی ما این بار یادت نرفت.
معروف: باور کنین من همیشه یادداشت میکنم نمیدونم چطور اون 7-8 -10 تا برنامه دیگه رو یادم رفته بود. البته برنامه شما رو هم یادم رفته بود اما این دوتا پیگیر بودن. 
وبی:* : خیر نبینن اون دوتا (دور ازجونشون) ...خب من با شما صحبتی ندارم :| صحبت پایانی؟
معروف : خششششششسسسسست
وبی:* : باز رفت رو دور تند :| ترجمه کنم؟ یعنی هنوز نمیدونین هر سری باید شششکر گزاریش و راز و نیازاشو در ملاء عام انجام بده و آخرشم دست تک تک هوادارا رو ببوسه؟


واما اخرین مهمونای برنامه میکاییل و وحید عزیز :)

چی شده؟؟؟ بعله دوستان اشاره میکنن وقت برنامه تموم شده...
 صدای میکاییل : میشه سلام بگیم
وبی:* نه ببخشید وقت برنامه تموم شده
وحید: حداقل تشکر کنیم
وبی:* : از کی؟
وحید: از شما
وبی:* :  :) بعله دوستان اشاره میکنن همکاران پخش وقت اضافه دادن، بفرمایید...
وحید: من ابتدا تشکر میکنم از شما به خاطر برنامه خوبتون و از برادرام و خواهرزادم...
وبی:* : تشکرای خانوادگی رو بذارین تو خونه، وقتمون تموم شد. کنداکتور شبکه پره، الان میخوان سریال ستایش رو یه دور از اول تا آخر و بالعکس، سپس همه قسمتها رو به صورت ضربدری و حرکت اسبی :| پخش کنن و بعد به شکل پازل در هم ریخته پخش کنن خود بیننده ها تو ذهنشون سکانسا رو بچینن :||
میکاییل : حداقل یه خداحافظ بگم؟
وبی:* : نه وقت نداریم تیتراژ پایانیه.
وبی:* : بیینندگان عزیز با توجه به اینکه وقت برنامه تموم شد من با 30 هزار بیت از شاهنامه فردوسی :| از حضورتون خداحافظی میکنم..


پ.ن: این احسان علیخانی دید برنامه ما خیلی پربار و پر مهمونه عادل و پوریا و شهرامو با خانواده دعوت کرد، سلفی هم گرفتن که در ادامه میذاریم ببینید، ولی ما از سلفی و این جنگولک بازیا:| خوشمون نمیاد:|







[ شنبه 1 فروردین 1394 ] [ 04:45 ] [ نازنین ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین