تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 

سلام 

امروز صبح با مدیر داشتیم فکر میکردیم در و دیور این پست رو چجوری تزئین کنیم و وبی:* رو چجوری آب و جارو کنیم که شب با بچه ها جشن بگیریم که زنگ در رو زدن. درو باز کردیم دیدیم یه پاکت افتاده دم در وبی:*. برداشتیم بازش کردیم دیدیم چند بیت شعره:

در خفا، دور از بلا، دور از شما میزیستم

سکیوریتی داشتم، از هیچ چیز باکم نبود


لیکن امروز دیگر آن معروفِ دیروز نیستم

به فنا دادید رمز و راز را، دیگر برام چیزی نموند


سومین سال است من بر سر وب می ایستم

مثل هر سال هر بلایی دارید، درآورید بر من فرود


میدونم الان شما هم مثل من و الی بعد از خوندن این ابیات اینجوری  شدین. ما متعجب نشستیم با خودمون فکر کردیم مگه ما چیکار کردیم؟ تازه تو این 3 سال به هر دری میزدیم بازم نمیتونستیم بایرامو از تو کامنتینگ حذف کنیم امسال که سال چهارمه:|- دیگه فکنم همش بایرام باشه:"| کلا ما جز خوبی و مهربونی:| کاری با بایرام نداشتیم 

دیگه خونمون به جوش اومد و رفتیم سراغ قفس سناریو های وبی:* ببینیم در طی این 3 سال چیکار کردیم؟


سناریو لوک رو که یادتونه؟ گفتیم سید بدقدمه هرجا میره تیم میپوکه و اسم لوک رو از لوک خوش شانس روش گذاشتیم. همون سال سید رفت کاله و از اون سال به بعد هرتیمی که لوک رفت قهرمان شد :| یعنی اگه تیم محلات هم میرفت اون تیم قهرمان میشد :|


سناریو بعدی این بود که زمان تیم ارومیه 91 میگفتیم بایرام بال آقا رو میبست پشت کولش و برای اینکه بتونه خرج زندگی دایی رو بده صبح خروس خون میزد به مترو محض در آوردن یه لقمه نون:| سناریو این بود بعد در واقعیت چیشد؟ سال بعدش به عنوان شاه ماهی نقل و انتقالات:|- با مبلغ میلیاردی رفت متین و سال بعدشم یه میلیون یورو گرفت رفت کازان $|- حالا پیشرفتای دیگشو ذکر نمیکنم:|

عکسی از بایرام در مترو زمانی که برای خرج دایی وحید بال آقا رو میذاشت رو کولش میرفت پی درآوردن یه لقمه نون :|

اینجا فهمید داریم ازش عکس میگیریم ترسید پا به فرار گذاشت:|


یکی از سناریو های معروف دیگمون این بود که سه شنبه شبا که شاهمیری تو خانه والی یا سالن انقلاب کرج بساط چایی رو به راه میکرد و با پیژامه راه راه سالنو تر و تمیز میکرد و تمرین قضاوت با بازیکنان فرضی:| میکرد و حتی تمرین میکرد اگه مثه یزدان پناه کشیدنش پایین چطوری خودشو نجات بده:| ما هم گاهی میرفتیم پیشش یه چایی میزدیم:| بعد از این سناریوی ما شاهمیری پیشرفت چشمگیری داشت و توی تمام تورنومنت های فوق مهم بین المللی قضاوت میکرد و حتی نیمه نهایی قهرمانی جهان پارسال رو هم سوت زد و امسال علاوه بر قضاوتای حساسش توی لیگ جهانی تنها داوریه که به جام جهانی دعوت شده:| خلاصه پیژامه و بساط چایش از انقلاب و خانه والی منتقل شد به سالنای ایتالیا و برزیل و لهستان:|

عکسی از شاهمیری با بساطش توی سالن تمرین پیشگامان یزد:| ورود بانوان به اونجا ممنوع بود برا همین مارو نمیبینین:|


این شخصی هم که مشاهده میکنین حاجی وبیه که به خاطر برچسب صور قبیحه از وبی:* اخراج شد. اما فکر نکنین سناریوهای ما اثری روی حاجی نداشته, میبینین که هرسال بدون اینکه تو لیگ بازی کنه داره دعوت میشه اردوهای تیم ملی:| فکر میکنین دلیلش جز ما چی میتونه باشه؟ -__-

یادش به خیریه زمانی هر روز حاجیو با این بساط میدیدیم 


عکسی از شب هایی که حاجی عمامه عبارو میذاشت زیر سرش از خستگی بیهوش میشد:| (این عکسو تو کامنتینگ گذاشته بودیم ممکن بود خیلیا ندیده باشن)


این هم عکسی از سناریو استادیوم الغدیر و بند رختای مریم گلی ه که هنوز اثر این سناریو رو ندیدیم (شاید به دلیل نادیده گرفته شدن دایی وحید این سناریو نادیده گرفته شده :'|) البته من هنوز منتظرم اینجا نامزد میزبانی جام قهرمانی جهانی, مرحله نهایی لیگ جهانی ای چیزی بشه:|



چون نمیخوایم ریا بشه دیگه بقیه سناریو ها و بقیه پیشرفت هارو نمیگیم:| آیا این فعالیت ها و سناریو های خیر خواهانه و فوق العاده قوی ما شایسته اون سه بیت بود؟ من از بایرام میپرسم:| 

در همین لحظه من و الی به این نتیجه رسیدیم که هیچ سازمانی و ارگانی از فدی گرفته تا وزارت ورزش و جوانان:| و ... به اندازه این دهکده در پیشرفت والی و بازیکنانش موثر نبوده، نامه بایرام رو پاره پاره کرده و روانه سطل آشغال کردیم :| 

حالا شب تولدی یکم بریم سراغ خاطره بازی و پرونده های قدیمی وبی:* (ما مثل سازمان سیا توی آمریکا میمونیم هر چند سال اطلاعات مخفی که دیگه از خطری نداره را رو میکنیم )

این عکس کاپی مربوط به سالها:| پیش و پست تولد هستی:*ه (اونموقع هنور کاپیتان بود:'| (گریه حضار)) که هیچوقت توی پست گذاشته نشد چون ما اون موقع در حدی سختگیر بودیم که این عکس رو جزو فایلهای محرمانه و سکیوریتی شکن طبقه بندی میکردیم :'''| الان ارزش ها عوض شده :''''''|



این عکس مثه طلا با ارزشه:| این عکس مربوط به اولین عکس گلبو:* در فیسبوک مهدیه که طی پروژه سنگین سکیوریتی شکنی فیسبوک بایرام گرفته شده و مربوط به پرونده حقیقت:| میتی-بایرام ه:| لازم به ذکره اهمیت این عکس جایی معلوم میشه که بدونید میتی، بایرام، هستی و ... همه فیسبوکاشون بسته شده ولی اطلاعات نسوخته و در پرونده های وبی:* محفوظه (برای اینکه کامنتای توی عکس رو بخونید عکسو سیو کنید که بزرگ بشه)


خلاصه توی این سالها ما توی هر سوراخ والی مملکت سرک کشیدیم، هر بازیکنی که بگید رو از بازیکنان بزرگ تا بازیکنانی که خود فدراسیونی ها هم شاید اسماشونو درست ندونن تحلیل کردیم و به چالش کشیدیم ... خاطره های به یاد موندنی ای از داخل و بیرون سالنها تعریف کردیم و خیلی اتفاقای خوب برامون افتاد.

اگر توی مترو، تاکسی، خیابون و جاهای دیگه کساییو دیدین که بیخودی با خودشون میخندن یا ناراحت میشن و کارای عجیب میکنن سریع دست به تلفن نشید که زنگ بزنین به عموهای سفیدپوش، یکم تحقیق کنین شاید اینا بچه های وبی:* باشن که مثلا وقتی ساپورت فروش میبینن یاد فرید پاچه میفتن، یا وقتی کسی رو با ضایعه:|- میبینن به تاسف ضایعه از دست رفته بایرامی سر تکون میدن، یا با دریاچه ارومیه توی اخبار هزاران هزار خاطره براشون زنده میشه و ... اینا عموی سفیدپوش لازم نیستن، اینا ذهنشون پر از خاطره های خوب از وبیه :) 


نمیدونم ما باید به خاطر این سالهای خوب از این حلقه بازیکنا تشکر کنیم یا اونا باید به خاطر پیشرفت روز افزون والی از حلقه یاران وبی:| تشکر کنن؟


در آخرم به عنوان حسن ختام پست و شروع سال چهارم این دوستیها، این متن رو که مهسای شب زنده دار وبی:* نوشته بود رو میذارم:

"... و این یک دور همی ساده نیست،

نه ... دهکده والی فقط یک وبلاگ نیست

این، زندگی در ابعاد کوچکتر است ..."






[ دوشنبه 5 مرداد 1394 ] [ 16:55 ] [ نازنین ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین