تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 

سلاااااااااااااااااااااااام

بالاخره 4 بهمن معروف (مشهور، باقری، K&B ,....)  فرا رسید

من نتونستم خیلی زود برم سالن و از اتفاقات جذاب قبل بازی بی بهره موندمساعت 3:10 رسیدم سالن، بازیکنا داشتن با توپ گرم میکردن، البته اروموی ها که در واقع داشتن سرد می کردن، به قدری شل و ول و بی تفاوت تمرین میکردن، که انگار نه انگار که قراره بازی کنن بعدش. سعید معروف اصلا داغون بود، باز صد رحمت به وحید. سعید توپو همینجوری مینداخت بالا، اگه بازیکنا میرسیدن، میتونستن با زحمت و تلاش خودشون توپو بندازن تو باقالیا، اگرم نمی رسیدن که توپ به صورت دیفالت، خودش میرفت سمت باقالیا، یعنی به دلم موند یکی از اسپکاشن تو زمین بخوابه
البته اگه بخوام اغراق نکنم و صادقانه گزارش بدم باید بگم یکی دوتا از اسپک های احسن تو زمین خوابید... بله بله احسن، همون احسن معروف (مشهور، باقری، K&B ,....) خودمون، حالا این که چرا قبل بازی یه لیبرو باید تمرین اسپک بکنه رو دیگه از من نپرسین، از جورجویچ جان بپرسین، از سعیدم بخواین براتون ترجمه کنه، فقط توصیه میکنم ازش بخواین به ترکی ترجمه کنه، چون بعدش میتونیم از فائزه بخوایم ترکی رو برامون به فارسی سلیس برگردونه، اما تبدیل ادبیات بایرامی به فارسی سلیس کار هر کسی نیست...
لازم به ذکره اولین اسپکم تو تمرینات جناب میر بزرگوار زدن، که البته کار خوبی کردن، چون تو زمین 2-3 بار مجبور به زدن اسپک شد و به خوبی هم از عهده این کار بر اومد، البته فقط یه بارش تو زمین خوابید.

تمرین سرویسشونم که از تمرین اسپکشون داغون تر بود، پیروت پور که فکر میکرد رفته شهربازی، اگه بزنه تو تور بهش امتیاز میدن هرچی میزد، تو تور بود
اما برخلاف شهرداری چیا، پیکانیا خیلی خوب اسپک و سرویس و... میزدن، یا حداقل به نسبت اینا، اونا خوب بودن.

بازی رو که خودتون دیدین از نظر فنی صحبتی ندارم

صحنه ای که معروف رفت اعتراض و حسینی رفت باهاش صحبت کرد خندیدن خیلی جالب بود، دوتا تلفاتم که بازی داشت، هر دو کاپیتان یهویی افتادن و از درد به خود پیچیدن، واسه نادی که سعید رفت بالا سرش، البته بقیه هم رفتن، اما حضور سعید با اون سرعت بالا سر نادی اونم با توجه به اینکه رو نیمکت بود، منو یاد خاطره شیرین بازی با سایپا انداخت، آخه در اون صحنه تاریخی هم سعید رو نیمکت بود، ولی فوری خودشو به محل وقوع جرم رسوند، اصلا پاسور نگو، بگو هوخشتره
مصدومیت امیر حسینی که جالب تر بود، یعنی مصدومیتش که نه، فرم بیرون بردنش، دستو پاشو گرفتن و بردنش بیرون، یعنی آدم سالمم اونجوری ببرن بیرون یه چیش میشه، دیگه اون بنده خدا که مصدومم بود

بعد بازی ما بیرون وایساده بودیم، بازیکنا به ترتیب میومدن میرفتن، جالب بود ملت با "یاسر پدرمو نرنجون "هم عکس مینداختن. دیگه توضیحات تکمیلی رو با عکسا و فیلما میگم ...

میدونم که بی صبرانه منتظر دیدن عکسای با کیفیت مایین بچه ها شرمنده که اینقدر عکسامون افتضاحه، من در شرایط داغون و با زوم بالا فیلم میگرم، بعدشم از روی فیلم عکس میگیرم، هدفمم فقط انتقال سوژس، و الا عکس خوب که توی سایت فدراسیون و جاهای دیگه پره و شما هم خودتون اینقدر عکس ازینا دارین که دیگه هیچ عکسی براتون جذاب و جدید نباید باشه دیگه [آیکون ماست مالی]

با باکیفیت ترین عکسمون شروع میکنیم



فقط مربی شهرداری نیس که با تاکتیکهای دو پاسورش ملتو شگفت زده میکنه، پاسور اولشونم با نوشیدنی خوردن دو بطریه، ملتو متعجب میکنه
بطری پایینی شربت بود، بطری بالاییه آّب
اول شربتشو خورد بعد بطری رو با یه لبخند ژکوند پرت کرد طرف این آقا آبی پوشه، بعد آبشو خورد.


استاد محتشمیان: خالق جملات قصار


پیمان خان در اینجا داشتن به یه آقایی شماره میدادن، من خیلی متشخص بازی درآوردم که دقت نکردم بفهمم شمارش چنده


البته اگر قلبتون ضعیفه، زیر 16 سال هستین و... فقط به دیدن بهزاد بسنده کنین و خیلی به عکس دقیق نگاه نکنین
چون ممکنه در سمت چپ بهزاد تصاویری از جن و روح ببینین


حسام بخششی به همراه .... رفت که به دلایل مسایل امنیتی از گذاشتن عکسش معذوریم






هر دو کاپیتان لنگان لنگان و به کمک بقیه رفتن


اینم تصویری کاملا واضح از مهربان همسر جناب امیر خان حسینی پشت فرمون IX55
ماشینش تمیز بود و منو به این فکر انداخت که شاید اگه موسوی هم ازدواج کنه، ماشینش رنگ تمیزی رو به خودش ببینه
ثمین (شایدم سمین، سمن، یاسمین و...) هم پشت نشسته بود با یه آقای نسبتا مسن

مسابقه:
آیا میدانید هدف از گرفتن و گذاشتن عکس زیر چیست؟؟؟


بیخیال خودم ج میدم، این عکس بهرام فرید هست و پرواضحه که هدف از گذاشتن این عکس، صرفا نشون دادن فرید با شلواره

خودم ج دادم چون میدونستم به شما امیدی نیس پست قبل ازتون خواستیم 5 تا سوال بپرسین از معروف و نادی، هیچ کس سوال نپرسید شرمندشون شدیم، سعید که با یه لشکر اومد طرفمون که جواب سوالات شما رو بده اما ما سوالی نداشتیم


پ.ن. با جمعیت کثیری از خانه والیبال خارج شد، بعدش ما رفیم بیرون دیدیم با اون لشکر داره میاد سمتمون، آژانس پایین وایساده بود، سعید اشتباهی رفته بود بالا، همینجور داشت سمتمون میومد، منم فیلم گرفتم ولی هیچیه هیچی معلوم نیس بعدشم رفت سوار آژانس شد، استثنائا این بار پراید نبود
نادی هم صندلی پشت به صورت یه وری نشسته بود که به پاش کمتر فشار بیاد.

اینم یه فیلم از استقبال هوادارا از معروف:

جالب بود این همه آدم از سعید استقبال کردن، ولی کسی با نادی یا بقیه بازیکنا کار نداشت

راستی مریم گفت جناب کشاورزی هم به صورت استتار شده سعی در فرار داشت، که عده ای تونستن خفتش کنن

من خودمو کشتم که از بازارگرد فیلم بگیرم، اما فیلمم خوب نشد که بشه ازش عکس گرفت، واسه همین برای اینکه عکسی مربوط به بهترین بازیکن بازی داشته باشیم، این عکسو براتون گذاشتم:



نمیدونم چرا بازارگردش نقطه نداره

بقیه عکسا و فیلما، رو در پست  بعد میذاریم





[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 02:22 ] [ النا و هستی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین