تبلیغات
دهکده والی

دهکده والی
 

سلامتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید
کلا این وب شده دفترچه خاطرات ما بیشتر پستامون مربوط میشه به خاطرات ورزشگاه رفتنمون...
این پستم مربوطه به بازی سایپا و پیشگامان کویر یزد...


 بحث فنی:

بازی خیلی خوبی بود، کیف کردم ...
و جالبیش این بود که هرچی درباره سایپا گفته بودم تا حالا، تو این بازی برعکس شده بود

یادتونه گفتم به دلم موند 1-2-3 بگم؟؟؟ چون همش سر پاس دوم پاسورامون پاسو میندازن تو باقالیا؟؟؟ الان با افتخار میتونم بگم امروز کلی 1-2-3 که گفتم هیچی، دوسه باریم که به 2 ختم شد به این خاطر بود که پاسورمون جا خالی انداخت، بعله همچین پاسورای توانمندی داره سایپا

این کلمه پاسورها هم جالبه، آخه تو بازی قبل گفته بودم نجفی اصلا خوب نبود ولی یوسفی رو هم نفرزاده نمی فرستاد تو زمین، اما تو بازی امروز هر دو یک اندازه بازی کردن (البته با تاکتیک دوپاسوره جورجویچ اشتباه گرفته نشه، اینا با هم تعویض میشدن)
بعد برخلاف بازیای قبل که اصلا یک پاس سرعتی هم نمی دیدیم، توی این بازی بیشتر  سرعتی پاس میدادن، و سامان فائزی که بازی قبلی همش بیرون بود، توی این بازی زیاد توی زمین بود، و خیلی هم خوب کار کرد، هم فائزی هم تشکری عالی بودن امروز، هم از نظر دفاع و هم اسپک، سرویساشونم خوب بود
برعکس همه بازی های قبل که فیاضی بی نظیر بود توی این بازی خیلی تعریف نداشت، البته خوب بودا اما مثل همیشه نبود، سرویساش زیاد اوت می رفت، طریکه دیگه اعتماد بنفس سرویس ریسکی نداشت، یه جا اومد آروم بزنه که اوت نره، خورد تو تور، بنده خدا خیلی اعصابش به هم ریخت
نکته عجیب دیگه اینکه سایپاییا زیاد اعتراض می کردن (مدیونین اگه فکر کنین چشم من شوره که از هرچی تعریف کردم برعکس شده) البته خداییش داورم به ضرر سایپا سوت میزد
توی پیشگامان به نظرم لیبروشون (مرندی) خیلی خوب و پر تلاش کار میکرد، البته ست های اول بهتر بود، مهدوی هم توی توپگیری و پاس خوب بود،اما دفاع رو تور خاصی ازش ندیدم.  یه جا با پا پاس داد خیلی قشنگ بود، جاخالی قشنگم مینداخت، اما سرویساش 2-3 بار تو تور خورد، بقیه سرویساشم که مثل همیشه آروم بود. در کل خوب بود، اما نمیدونم چرا تو امتیازای حساس بیشتر از سوسن آبادی استفاده می شد.

راجع به بقیشون نظر خاصی ندارم، لئاندرو بگیر نگیر داشت، فریرا هم با اینکه قدش بلند نیس خیلی خوب واسه دفاع روی تور می پرید.


در راستای بحث فنیمون باید بگم من نمیدونم چرا جواهری کفش فسفری می پوشه تو زمین



صابر، باور کن رنگای ملایم تری هم هست

باور نداری؟ بیا اینم نمونش:


ببین سلیمانی و عزیزی چه کفشای شیکی می پوشن، چشم هیچ کسم اذیت نمیشه




حواشی:

ما حدودای ساعت 2:45 سالن بودیم، تقریبا سالن خالی بود
ک
لا 3-4 تا خانم نشسته بودن، ما هم رفتیم نزدیک ترین جا به زمین نشستیم، بازیکنا در سکوت تمرین میکردن، مسئولین، بلندگوهای سالنو چک میکردن، آهنگ احسان خواجه امیری رو پخش میکردن، لئاندرو که برای خودش قدم می زد کلا جو دور همی بود 

تمرین پیشگامانیا



بعدش دور هم جمع شدن، مهدوی با نفرزاده روبوسی کرد بقیه هم با هم خوش و بش میکردن تا وارد زمین شدن:

دور همی
لیدره هم اومد به ما پرچمو جغجغه داد، یادمه پارسال بیرون سالن کلی پرچم میدادن، اما امسال، اولین بازی ای بود که بهمون پرچم دادن.



آی آی آی آی جغجغمونو مسخره نکنیدا

اندر فواید جغجغه:

آقا خیلی خوبه، خیلـــــــــــــی، اول اینکه دستمون درد نمیگرفت واسه دست زدن، دوم اینکه با یه دست میشد فیلم گرفت، چیپس خورد و... و با دست دیگه تیم محبوبو تشویق کرد
و یا اعصاب تیم حریفو موقع سرویس خورد کرد. فایده سومش این بود که بچه ها رو میشد باهاش ساکت کرد اصلا این جغجغه، گامی است در جهت خانوادگی شدن ورزش والیبال که رییس فدراسیون وعدشو داده.

البته یه سری انتقادها هم به این جغجغه داشتیم که با لیدرا در میون گذاشتیم (آخه میدونید خیلی به اونا ربط داره)
مثلا خرگوشه میتونست والیبالیست باشه، نه فوتبالیست. جغجغش میتونست نارنجی باشه، آخه قرمز و آبی چه ربطی به سایپا داره؟

نکته کنکوری: اسم این جغجغهه، هلهله شادی بود، یعنی رو پیرهن خرگوشه که اینو نوشته


رفته رفته تعداد تماشاگرا زیاد شد، پشت ما چند نفر طرفدار پیشگامان بودن، ازونجایی که مرندی رو خیلی تشویق میکردن، بعد از تموم شدن ست اول ازشون پرسیدم چه نسبتی دارن، یکیشون گفت خواهر مرندی (لیبروی پیشگامان) هستش، البته این بار دیگه آمار قد خانواده و... رو نگرفتم کلا هیچ سوالی نپرسیدم ازش
شروع ست سوم (اگه اشتباه نکنم) بازی رو شروع نکردن، از بلندگو اعلام کردن که یا توپو بدین یا بازی رو متوقف میکینم
مثکه توپ رفته بوده بین تماشگرا اونا هم پیچونده بودن بعد مامورین رفته بودن به یه گروه گیر داده بودن، اونا هم کت و کاپشنشونو در میاوردن نشون میدادن که ثابت کنن توپ پیششون نیس (یعنی واقعا توپ اینقدر قابل استتاره؟؟؟ انگار توپ پینگ پنگه، فقط مونده بود جیباشونو خالی کنن نشون بدن) بالاخره توپ پیدا نشد و بازی ادامه پیدا کرد.

در یه صحنه هم، پیشگامانیا میخواستن تعویض کنن، تابلوی تعویضشونو پیدا نمی کردن
(البته این بار از شلختگی خودشون بود، نه از دست کجیه همشهریای ما)

گم شدن تابلوی تعویض


البته خیلی طولانی اون بنده خدا دنبال تابلو گشت، من فقط یه تیکه آخرشو فیلم گرفتم.
در طول بازی اتفاق خاص دیگه ای نیفتاد فقط آخر سر که سایپا برد دوباره اون حرکت شیرجه قشنگشونو رفتن

شیرجه سایپاییا

وقتی همه خارج شدن فقط مهدوی رو نیمکت نشسته بود، اما وقتی عکاس رفت جلوش که ازش عکس بگیره پا شد رفت بیرون.
 از سالن خارج شدیم، پدر مرندی و برادرشم (از رو شباهت حدس زدم) دیدیم. کلا همه خانواده ها رو اونجا دیدیم، نجفی (پاسور گلمون) با یه دختر بچه رفت، فکر کنم خواهرش بود، این دختر بچه هم تو سالن پهلوی دوستم نشسته بود. کلا ما فقط مثکه تو سالن انقلاب غریبه ایم    مهتا هم اومده بود.آرمین صادقیانی هم اومده بود دنبال مهربان برادر

توی فیلم زیر، اول نجفی رو میبینین، بعد برادران صادقیانی و خوش و بش بابک فیاضی با آرمین.
نجفی، آرمین، آرش، بابک

ما برای گرفتن امضا رفتیم پیش مهدوی، بهش گفتم : چرا از تیممون رفتین، جاتون خیلی خالیه. مهدی هم گفت: دارن میبرن که بابا امضا زد، ولی اسم ننوشت، دوستمو مجبور کردم دوباره رفت ازش خواست اسمشم نوشت، بعد با I30 یکی از بازیکنا رفت، من فیلم گرفتم ازش تو ماشین اما بعد فهمیدم rec رو نزدم



میتی



13 نوشته مثلا


اینم تصویری از دوست خارجیمون:



حیف که گوش سمت چپش تو عکس نیفتاده (نیس بقیه هیکلش که تو عکس افتاده خیلی واضحه)
گوشوارش رو اعصاب من بود، انگار یه تیکه از گوشش، جدا شده، بعد با یه تیکه پوست آویزونه (ازین چندش تر نمی تونستم تشبیه کنم)
اینجا لئاندرو برگشته بود، همش میگفت my friend my friend

حالا یه عکسم از یه سایپایی بذاریم:



مطمئنا سامان تو دوران بلوغشم به اندازه این عکس زشت نبوده


بیرون همه بازیکنا میومدن از جلومون میرفتن، هیچ کسم که دور و ورشون نبود خیلی همشون زیادی در دسترس بودن، اما خیلی به آدم حس بدی دست میده اینجور مواقع، چون همه اونجا تریپ فامیلن، هیچ کس واسه عکس و امضا و... نمیره طرف بازیکنا، بعد وقتی ازشون فیلم میگیرم،  خیلی تابلو بازیه...
واسه همین ترجیح دادم زودتر برگردم خونه


اینم عکسی از دختر گلمون که بزرگ شده..


گلبو مموشی

خواهشا این عکس رو در هیچ وب و یا پیجی نذارین...



[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 21:26 ] [ النا و هستی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام بر بروبکس والیبالی

اینجا یه دهکده والیبالیه، یعنی میخوایم وبمون صمیمیت و صفای یه دهکده داشته باشه و موضوع اصلیمون والیباله.

امیدوارم همگی در این وب لذت ببریم :)

volleyvillage@ymail.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد ابزار آنلاین
گروه مترجمین ایران زمین